صفت تفضیلی:
more inductiveصفت عالی:
most inductiveجامعهشناسی استقرایی، استنباطی (استدلال از جزء به کل)
Inductive logic helps form hypotheses that can later be tested.
منطق استقرایی به شکلگیری فرضیههایی کمک میکند که بعدها میتوان آنها را آزمود.
The scientist applied inductive reasoning after collecting field data.
دانشمند پساز جمعآوری دادههای میدانی، از استدلال استقرایی استفاده کرد.
inductive reasoning
استدلال استقرایی
فیزیک القاوری، القایی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Researchers are exploring the potential of inductive power transfer systems to wirelessly charge electric vehicles, addressing current infrastructure limitations.
محققان درحال بررسی پتانسیل سیستمهای انتقال توان القایی برای شارژ بیسیم وسایل نقلیهی الکتریکی و رفع محدودیتهای زیرساختی فعلی هستند.
The speaker discussed the importance of minimizing inductive losses in high-frequency circuits to ensure optimal performance and prevent overheating.
سخنران در مورد اهمیت به حداقل رساندن از دست دادن القایی در مدارهای با فرکانس بالا برای اطمینان از عملکرد بهینه و جلوگیری از گرمای بیش از حد بحث کرد.
مقدماتی، ابتدایی، اولیه
The research began with an inductive phase, gathering preliminary observations before formulating a hypothesis.
تحقیق با یک فاز مقدماتی آغاز شد که مشاهدات اولیه را قبلاز فرمولبندی فرضیه جمعآوری میکرد.
Our discussion today will cover the inductive principles of scientific inquiry, focusing on the initial steps of data collection.
بحث امروز ما اصول ابتدایی تحقیقات علمی را پوشش خواهد داد و بر گامهای اولیهی جمعآوری دادهها تمرکز میکند.
Students are expected to complete the inductive readings prior to attending the first lecture on the topic.
از دانشجویان انتظار میرود که مطالب اولیه را قبلاز شرکت در اولین سخنرانی در مورد موضوع تکمیل کنند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «inductive» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/inductive