آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۵ شهریور ۱۴۰۵

      Inductive

      ɪnˈdʌktɪv ɪnˈdʌktɪv

      صفت تفضیلی:

      more inductive

      صفت عالی:

      most inductive

      معنی inductive | جمله با inductive

      adjective C1

      جامعه‌شناسی استقرایی، استنباطی (استدلال از جزء به کل)

      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      Inductive logic helps form hypotheses that can later be tested.

      منطق استقرایی به شکل‌گیری فرضیه‌هایی کمک می‌کند که بعدها می‌توان آن‌ها را آزمود.

      The scientist applied inductive reasoning after collecting field data.

      دانشمند پس‌از جمع‌آوری داده‌های میدانی، از استدلال استقرایی استفاده کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      inductive reasoning

      استدلال استقرایی

      adjective C2

      فیزیک ‫القاوری، القای‬ی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      Researchers are exploring the potential of inductive power transfer systems to wirelessly charge electric vehicles, addressing current infrastructure limitations.

      محققان درحال بررسی پتانسیل سیستم‌های انتقال توان القایی برای شارژ بی‌سیم وسایل نقلیه‌ی الکتریکی و رفع محدودیت‌های زیرساختی فعلی هستند.

      The speaker discussed the importance of minimizing inductive losses in high-frequency circuits to ensure optimal performance and prevent overheating.

      سخنران در مورد اهمیت به حداقل رساندن از دست دادن القایی در مدارهای با فرکانس بالا برای اطمینان از عملکرد بهینه و جلوگیری از گرمای بیش از حد بحث کرد.

      adjective

      ‫مقدماتی‬، ابتدایی، اولیه

      The research began with an inductive phase, gathering preliminary observations before formulating a hypothesis.

      تحقیق با یک فاز مقدماتی آغاز شد که مشاهدات اولیه را قبل‌از فرمول‌بندی فرضیه جمع‌آوری می‌کرد.

      Our discussion today will cover the inductive principles of scientific inquiry, focusing on the initial steps of data collection.

      بحث امروز ما اصول ابتدایی تحقیقات علمی را پوشش خواهد داد و بر گام‌های اولیه‌ی جمع‌آوری داده‌ها تمرکز می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Students are expected to complete the inductive readings prior to attending the first lecture on the topic.

      از دانشجویان انتظار می‌رود که مطالب اولیه را قبل‌از شرکت در اولین سخنرانی در مورد موضوع تکمیل کنند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد inductive

      1. adjective before or in preparation for the main matter, action, or business
        Synonyms:
        preparatory preliminary introductory prefatory preparative inducive empirical a posteriori prolegomenous
        Antonyms:
        deductive

      ارجاع به لغت inductive

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «inductive» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/inductive

      لغات نزدیک inductive

      • - induction coil
      • - induction heating
      • - inductive
      • - inductor
      • - indue
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      play hard to get days curassow hydride plexus residual retrospection regurgitation shelf life provoking science fiction womenfolk porridge lighthearted skin tone کلیک امروز گرد سیگما جواب دودی ریز ساق سبزیجات دهانه نخجیر برنا تناور تودیع آپوستروف
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.