گذشتهی ساده:
insettedشکل سوم:
insettedسومشخص مفرد:
insetsوجه وصفی حال:
insettingشکل جمع:
insetsهمچنین میتوان از inset بهجای insetted استفاده کرد.
قطعهی کوچک (چیز کوچکی که درون چیزی بزرگتر گذاشته میشود)
During the lecture on microbiology, the professor showed an inset of a bacterial colony inside the petri dish to highlight cellular structure.
در طول درس میکروبشناسی، استاد یک قطعهی کوچک از کلونی باکتری را که داخل ظرف پتری قرار داشت نشان داد تا ساختار سلولی را برجسته کند.
She slipped an inset of dried lavender into the pages of her diary as a keepsake.
او یک قطعهی کوچک از اسطوخودوس خشک را بهعنوان یادگاری داخل صفحات دفترچهی خاطراتش گذاشت.
In the article, an inset displaying the tiny soil sample was placed within the larger cross-section of the riverbed to illustrate sediment layers.
در مقاله، یک قطعهی کوچک که نمونهی ریزخاک را نشان میداد، در مقطع بزرگتر بستر رودخانه قرار گرفت تا لایههای رسوب را نشان دهد.
توکار، در داخلِ، ضمیمه
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The textbook includes an inset diagram explaining the chemical reaction.
کتاب درسی شامل یک نمودار ضمیمه است که واکنش شیمیایی را توضیح میدهد.
The cabinet has an inset shelf for storing spices.
کابینت یک طبقهی توکار برای نگهداری ادویهها دارد.
Please refer to the inset checklist on the course page for submission guidelines.
لطفاً به فهرست در داخلِ صفحهی دوره برای دستورالعملهای ارسال مراجعه کنید.
درون چیزی قرار دادن، تعبیه کردن، درون چیزی جا دادن
The architect inset a skylight into the roof to increase natural illumination in the studio.
معمار یک نورگیر را درون سقف تعبیه کرد تا روشنایی طبیعی را در استودیو افزایش دهد.
To enhance urban biodiversity, planners often inset native plant beds within new residential developments.
برای افزایش تنوع زیستی شهری، برنامهریزها اغلب بسترهای گیاهی بومی را درون پروژههای مسکونی جدید قرار میدهند.
Please inset the barcode sticker into the designated slot before scanning the package.
لطفاً برچسب بارکد را قبلاز اینکه بسته را اسکن کنید، درون شکاف مشخصشده جا دهید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «inset» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/inset