آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟ تفاوت science و knowledge چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ مرداد ۱۴۰۵

      Inset

      ˈɪnset ˈɪnset

      گذشته‌ی ساده:

      insetted

      شکل سوم:

      insetted

      سوم‌شخص مفرد:

      insets

      وجه وصفی حال:

      insetting

      شکل جمع:

      insets

      توضیحات:

      همچنین می‌توان از inset به‌جای insetted استفاده کرد.

      معنی inset | جمله با inset

      noun countable B2

      قطعه‌ی کوچک (چیز کوچکی که درون چیزی بزرگتر گذاشته می‌شود)

      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      During the lecture on microbiology, the professor showed an inset of a bacterial colony inside the petri dish to highlight cellular structure.

      در طول درس میکروب‌شناسی، استاد یک قطعه‌ی کوچک از کلونی باکتری را که داخل ظرف پتری قرار داشت نشان داد تا ساختار سلولی را برجسته کند.

      She slipped an inset of dried lavender into the pages of her diary as a keepsake.

      او یک قطعه‌ی کوچک از اسطوخودوس خشک را به‌عنوان یادگاری داخل صفحات دفترچه‌ی خاطراتش گذاشت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      In the article, an inset displaying the tiny soil sample was placed within the larger cross-section of the riverbed to illustrate sediment layers.

      در مقاله، یک قطعه‌ی کوچک که نمونه‌ی ریزخاک را نشان می‌داد، در مقطع بزرگ‌تر بستر رودخانه قرار گرفت تا لایه‌های رسوب را نشان دهد.

      adjective

      توکار، در داخلِ، ضمیمه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      The textbook includes an inset diagram explaining the chemical reaction.

      کتاب درسی شامل یک نمودار ضمیمه است که واکنش شیمیایی را توضیح می‌دهد.

      The cabinet has an inset shelf for storing spices.

      کابینت یک طبقه‌ی توکار برای نگهداری ادویه‌ها دارد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Please refer to the inset checklist on the course page for submission guidelines.

      لطفاً به فهرست در داخلِ صفحه‌ی دوره برای دستورالعمل‌های ارسال مراجعه کنید.

      verb - transitive B2

      درون چیزی قرار دادن، تعبیه کردن، درون چیزی جا دادن

      The architect inset a skylight into the roof to increase natural illumination in the studio.

      معمار یک نورگیر را درون سقف تعبیه کرد تا روشنایی طبیعی را در استودیو افزایش دهد.

      To enhance urban biodiversity, planners often inset native plant beds within new residential developments.

      برای افزایش تنوع زیستی شهری، برنامه‌ریزها اغلب بسترهای گیاهی بومی را درون پروژه‌های مسکونی جدید قرار می‌دهند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Please inset the barcode sticker into the designated slot before scanning the package.

      لطفاً برچسب بارکد را قبل‌از اینکه بسته را اسکن کنید، درون شکاف مشخص‌شده جا دهید.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد inset

      1. noun a piece of material used to strengthen or enlarge a garment
        Synonyms:
        insert gusset

      ارجاع به لغت inset

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «inset» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/inset

      لغات نزدیک inset

      • - insertion
      • - insessorial
      • - inset
      • - inshallah
      • - inshore
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      jack kilo l imido floral cross-platform I/O fire truck AFC observant dirty pool schizo pros and cons fault line encounter ریزتپه زنجیر کوچک زودآشنا ساگو ستهم شدن ستون‌پایه سعد اصغر سفته‌ی عندالمطالبه سلسله‌ی جبال سورئالیسم سوسکچه سیل برق‌آسا سیلیکازدگی شنودپذیر شکیبیدن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.