آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Irreligious

ˌɪrɪˈlɪdʒəs ˌɪrɪˈlɪdʒəs

معنی irreligious | جمله با irreligious

adjective

بی دین، بد کیش

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار اندروید فست دیکشنری

He has brought up his children to be irreligious.

بچه‌هایش را غیرمذهبی بار آورده است.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد irreligious

ارجاع به لغت irreligious

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «irreligious» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/irreligious

لغات نزدیک irreligious

پیشنهاد بهبود معانی