آیکن بنر

تا پایان امشب، تا ۲۵٪ تخفیف به مناسبت روز جهانی دیکشنری

تا پایان امشب، تا ۲۵٪ تخفیف به مناسبت روز جهانی دیکشنری

خرید با تخفیف
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۳ شهریور ۱۴۰۵

      Jaundice

      ˈdʒɑːn.dɪs ˈdʒɔːndɪs

      معنی jaundice | جمله با jaundice

      noun uncountable C2

      پزشکی زردی، یرقان

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده
      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      Did you notice the jaundice in her expression?

      آیا متوجه زردی در چهره‌ی او شدید؟

      The presence of jaundice in newborns necessitates prompt medical evaluation to prevent potential neurological complications.

      وجود زردی در نوزادان مستلزم ارزیابی پزشکی فوری برای جلوگیری از عوارض عصبی احتمالی است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      After a few days of treatment, her jaundice symptoms began to subside.

      پس‌از چند روز درمان، علائم یرقان او شروع به فروکش کرد.

      noun countable uncountable C2

      حسادت، رشک، بدبینی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      The pervasive jaundice among the competitors often led to unethical practices, undermining the integrity of the sport.

      حسادت فراگیر در میان رقبا اغلب منجر به اقدامات غیراخلاقی می‌شد و یکپارچگی ورزش را تضعیف می‌کرد.

      Her constant criticism of everyone's success stemmed from a deep-seated jaundice.

      انتقاد مداوم او از موفقیت همه ناشی از حسادت ریشه‌دار بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She looked at my paintings with a jaundiced eye.

      او با نگاه حاکی از حسادت به نقاشی‌های من نظر افکند.

      a jaundiced view of life

      نگرش بدبینانه نسبت به زندگی

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد jaundice

      1. noun a rough and bitter manner
        Synonyms:
        bitterness acrimony acerbity tartness thorniness biliousness icterus hepatitis leptospirosis
      1. verb to affect with the negativity or bitterness of jaundice.
        Synonyms:
        bias
      1. verb to cause to have a prejudiced view
        Synonyms:
        prejudice bias warp prepossess

      ارجاع به لغت jaundice

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «jaundice» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/jaundice

      لغات نزدیک jaundice

      • - jauk
      • - jaunce
      • - jaundice
      • - jaundiced
      • - jaunt
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      video challenge pay-as-you-go spike reach who cares? bash that's it confinement accumulate articulator claptrap someone's number is up do a number on someone thatched demurely demureness مسلح رسا زلال سطر کیر شهروندان خرید کردن عروسک زهرا موثق فرهنگ لغت جزر خار شوخی کردن آب‌پرتقال
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.