آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲ شهریور ۱۴۰۴

      Politics

      ˈpɑːlətɪks ˈpɒlətɪks

      معنی politics | جمله با politics

      noun uncountable B1

      سیاست، علم سیاست، کارهای سیاسی، امور سیاسی، اصول سیاست

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      his protests against the politics of the government

      اعتراضات او علیه سیاست‌های دولت

      The same politics was followed by his successors.

      جانشینان او نیز از همان سیاست پیروی کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      It was not good politics to refuse their demand.

      رد‌ کردن خواسته‌ی آن‌ها سیاست جالبی نبود.

      a university in which politics had no place

      دانشگاهی که سیاست‌بازی در آن راه نداشت

      partisan politics within the party

      دسته‌بندی سیاسی در حزب

      office politics

      زد و بند اداری

      He has changed his politics several times.

      او چندین بار عقاید سیاسی خود را عوض کرده است.

      His politics are reactionary.

      او دارای عقاید ارتجاعی است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد politics

      1. noun art and science of administration of government
        Synonyms:
        government government policy political science statecraft civics polity domestic affairs internal affairs foreign affairs matters of state affairs of state legislature campaigning electioneering hat in the ring backroom smoke-filled room stateship jungle zoo

      Idioms

      politics make strang bedfellows

      سیاست شخص را وادار به خیلی کارها می‌کند

      لغات هم‌خانواده politics

      noun
      politician, politics, politicization, politicking, politico
      adjective
      political, politicized, apolitical, politic
      verb - transitive
      politicize
      adverb
      politically

      سوال‌های رایج politics

      معنی politics به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «politics» در زبان فارسی به «سیاست» ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی «سیاست» به فعالیت‌ها، اصول و فرآیندهایی اشاره دارد که به اداره، مدیریت و هدایت جامعه، کشور یا سازمان‌ها مربوط می‌شود. سیاست شامل تصمیم‌گیری‌های جمعی، تعیین قوانین و مقررات، تخصیص منابع و ایجاد تعادل میان منافع مختلف افراد و گروه‌هاست. به عبارت دیگر، سیاست نقش سازمان‌دهنده و تنظیم‌کننده‌ی رفتارها و تعاملات انسانی در جوامع پیچیده را برعهده دارد و بر زندگی روزمره و آینده‌ی جمعی مردم تأثیر مستقیم می‌گذارد.

      در سطح فردی و اجتماعی، سیاست‌ورزی نشان‌دهنده‌ی توانایی افراد برای مشارکت در تصمیم‌گیری‌های جمعی است. مشارکت فعال در فرآیندهای سیاسی، از رأی دادن گرفته تا فعالیت‌های اجتماعی و مدنی، به افراد امکان می‌دهد که بر سرنوشت خود و جامعه تأثیر بگذارند. این بعد از سیاست نشان می‌دهد که سیاست تنها به قدرت و حکومت محدود نیست، بلکه شامل تعاملات روزمره و مدیریت منابع مشترک نیز می‌شود.

      از منظر مدیریتی و سازمانی، سیاست به معنای تدوین قوانین، دستورالعمل‌ها و چارچوب‌هایی است که عملکرد بخش‌های مختلف جامعه یا سازمان را هماهنگ می‌کند. بدون سیاست و ساختارهای مدون، سازمان‌ها و جوامع دچار آشفتگی و بی‌نظمی می‌شوند. این کاربرد نشان می‌دهد که سیاست، نه تنها ابزار قدرت، بلکه وسیله‌ای برای ایجاد نظم و تحقق اهداف مشترک نیز هست.

      در ابعاد فرهنگی و اجتماعی، سیاست نقش مهمی در شکل‌دهی ارزش‌ها، هنجارها و فرهنگ جامعه دارد. تصمیمات و راهبردهای سیاسی می‌توانند فرصت‌های آموزش، سلامت، عدالت و رفاه را برای مردم فراهم کنند یا برعکس، محدودیت‌ها و نابرابری‌ها ایجاد کنند. به همین دلیل، سیاست ارتباط مستقیمی با کیفیت زندگی افراد و توسعه‌ی پایدار جامعه دارد و شناخت و مشارکت در آن از اهمیت بالایی برخوردار است.

      «politics» یادآور اهمیت مدیریت جمعی، تصمیم‌گیری و تعامل انسانی در زندگی اجتماعی است. این واژه نشان می‌دهد که زندگی جمعی بدون توجه به سیاست و چارچوب‌های آن ممکن نیست و هر فرد، به شکل مستقیم یا غیرمستقیم، در بخشی از فرآیندهای سیاسی مشارکت دارد. سیاست نه تنها ابزار اداره، بلکه بازتابی از تعامل، مسئولیت و مشارکت انسانی در تعیین سرنوشت مشترک است.

      ارجاع به لغت politics

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «politics» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/politics

      لغات نزدیک politics

      • - politicking
      • - politico
      • - politics
      • - politics make strang bedfellows
      • - polity
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      send in an application senorita set yourself clear objectives sextuple sharp pain shoplifting shoulder to shoulder show of unity simultaneity sinusitis sirloin slake solitude socioeconomic so far سه چهار پنج هفت ده طوطی کفشدوزک روح جیگر چهل پنجاه شصت هفتاد هشتاد صد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.