گذشتهی ساده:
routinizedشکل سوم:
routinizedسومشخص مفرد:
routinizesوجه وصفی حال:
routinizingمنظم کردن، به روال درآوردن، به عادت روزمره تبدیل کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She routinized her daily exercises to stay healthy.
او تمرینات روزانهاش را منظم کرد تا سالم بماند.
The company routinized its reporting process to avoid confusion.
شرکت، روند گزارشدهی خود را به روال درآورد تا از سردرگمی جلوگیری شود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «routinize» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/routinize