گذشتهی ساده:
salaamedشکل سوم:
salaamedسومشخص مفرد:
salaamsوجه وصفی حال:
salaamingشکل جمع:
salaamsشکل نوشتاری دیگر این لغت: salam
سلام کردن، ادای سلام کردن (با تعظیم کردن و دراز کردن دست راست بهسمت صورت شخص)
She opened the door and salaamed us.
در را باز کرد و به ما سلام کرد.
The guards salaamed in unison when the commander arrived.
نگهبانان هنگام رسیدن فرمانده، بهصورت هماهنگ ادای سلام کردند.
ادای سلام، سلام (با تعظیم کردن و دراز کردن دست راست بهسمت صورت شخص)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The young man avoided the salaam and just nodded politely.
مرد جوان از سلام اجتناب کرد و فقط مؤدبانه سر تکان داد.
In some Muslim countries, offering a salaam is more important than a handshake.
در برخی کشورهای مسلمان، ادای سلام از دست دادن دست مهمتر است.
سلام
She always begins her letters with warm salaams.
او همیشه نامههایش را با سلامی گرم آغاز میکند.
I asked him to pass on my salaams to your parents.
از او خواستم سلام مرا به والدینت برساند.
سلام، درود
He waved and said salaam before leaving.
قبلاز رفتن، دست تکان داد و سلام گفت.
She walked up and said, “salaam!” to everyone in the room.
او جلو رفت و به همهی حاضرین در اتاق گفت: «سلام!»
گذشتهی ساده salaam در زبان انگلیسی salaamed است.
شکل سوم salaam در زبان انگلیسی salaamed است.
شکل جمع salaam در زبان انگلیسی salaams است.
وجه وصفی حال salaam در زبان انگلیسی salaaming است.
سومشخص مفرد salaam در زبان انگلیسی salaams است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «salaam» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/salaam