Serpent

ˈsɜrːpnt ˈsɜːpənt
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    serpents

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable
    جانورشناسی مار، افعی
    • - In ancient myths and legends, serpents were often portrayed as cunning creatures.
    • - در اسطوره‌ها و افسانه‌های باستانی، مارها اغلب به عنوان موجوداتی حیله‌گر به تصویر کشیده می‌شدند.
    • - A serpent hid among the rocks.
    • - افعی در میان صخره‌ها پنهان شد.
  • noun
    شیطان (معمولاً با S بزرگ)
    • - The Serpent tempted Adam and Eve.
    • - شیطان آدم و حوا را فریفت.
    • - The ancient texts speak of a powerful serpent who seeks to corrupt souls.
    • - متون باستانی از شیطان قدرتمندی صحبت می‌کنند که به دنبال به انحطاط کشاندن روح است.
  • noun
    مار خوش‌خط‌وخال، آدم حیله‌گر
    • - Trusting a serpent will only lead to betrayal and deceit.
    • - اعتماد به مار خوش‌خط‌وخال فقط به خیانت و فریب منجر می‌شود.
    • - He may smile and pretend to be your friend, but deep down he's a serpent.
    • - او ممکن است لبخند بزند و وانمود کند که دوست شماست اما در اعماق وجود او آدم حیله‌گری است.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد serpent

  1. noun Limbless scaly elongate reptile; some are venomous
    Synonyms: snake, ophidian, reptile, viper, cockatrice, amphisbæna, asp, basilisk, devil, creature, fiend, krait, satan

ارجاع به لغت serpent

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «serpent» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/serpent

لغات نزدیک serpent

پیشنهاد بهبود معانی