شکل جمع:
swamisهمچنین در حالت جمع میتوان از swamies بهجای swamis استفاده کرد.
دین سوامی، گورو، مرتاض هندی، رهبر مذهبی هندی
The swami's teachings emphasized compassion and simplicity.
آموزههای سوامی بر دلسوزی و سادگی تأکید داشت.
The swami wore simple robes and lived a humble life.
گورو لباسهای ساده میپوشید و زندگی فروتنانهای داشت.
The swami taught meditation to the students.
سوامی به شاگردان مدیتیشن آموزش داد.
The young disciple devoted himself to serving the swami.
شاگرد جوان خود را وقف خدمت به مرتاض هندی کرد.
دین پیرو سوامی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Many students became swamis after the workshop.
پساز کارگاه آموزشی، بسیاری از شاگردان پیروِ سوامی شدند.
As a swami, he practices meditation daily.
بهعنوانِ پیروِ سوامی، او هر روز مدیتیشن تمرین میکند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «swami» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/swami