آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ مهر ۱۴۰۳

    Ta

    tɑː ˌtiːˈeɪ ˌtiːˈeɪ tɑː ˌtiːˈeɪ ˌtiːˈeɪ

    معنی ta | جمله با ta

    interjection noun informal

    انگلیسی بریتانیایی ممنونم

    Ta, you're the best!

    ممنونم، تو بهترینی!

    Ta, I owe you one!

    ممنونم، یکی طلبت!

    noun

    انگلیسی بریتانیایی ارتش محلی (the TA) (the Territorial Army)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    He joined the TA.

    به ارتش محلی پیوست.

    Members of the TA often balance their civilian jobs with military service.

    اعضای ارتش محلی اغلب بین مشاغل غیرنظامی خود و خدمت سربازی تعادل برقرار می‌کنند.

    abbreviation noun countable

    دستیار آموزشی (TA) (teaching assistant)

    The TA explained the concept to the students.

    دستیار آموزشی مفهوم را برای دانش‌آموزان توضیح داد.

    The TA graded the assignments.

    دستیار آموزشی به تکالیف نمره داد.

    symbol uncountable

    شیمی عنصر شیمیایی (Ta) تانتالیم، عنصر تانتالیم (نماد شیمیایی عنصر Tantalum)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی شیمی

    مشاهده

    Tantalum is a hard and dense metallic element.

    تانتالم عنصر فلزی سخت و متراکمی است.

    Ta has a high melting point.

    تانتالم نقطه‌ی ذوب بالایی دارد.

    abbreviation

    روان‌شناسی سلامت روان تحلیل رفتار متقابل (TA) (transactional analysis)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی سلامت روان

    مشاهده

    The therapist used TA to analyze the client's communication patterns.

    درمانگر از تحلیل رفتار متقابل برای آنالیز الگوهای ارتباطی مراجعه‌کننده استفاده کرد.

    The use of TA techniques improved the communication in the group.

    استفاده از تکنیک‌های تحلیل رفتار متقابل باعث بهبود ارتباطات در این گروه شد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد ta

    1. symbol a hard grey lustrous metallic element that is highly resistant to corrosion; occurs in niobite and fergusonite and tantalite
      Synonyms:
      tantalum atomic number 73

    ارجاع به لغت ta

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «ta» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/ta

    لغات نزدیک ta

    • - t-shirt
    • - t-strap
    • - ta
    • - ta'en
    • - ta-ta
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    mull murder will out music must myself n nascent nausea never again never ever never mind next next to no problem none کانوئینگ کراس‌فیت کریکت مارشال چوکر امتحان امشب املت امن ماژیک امید واهی انبار ماشین‌حساب انتخاب انتقال
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.