آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۴

    برخاستن به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    فعل لازم
    فونتیک فارسی / barkhaastan /

    to get up, to stand up, to get on one's feet, to rise, to arise

    to get up

    to stand up

    to get on one's feet

    to rise

    to arise

    ایستادن، به پا خاستن

    بعداز زمین خوردن، بدون کمک برخاست.

    After the fall, she got up without any help.

    همه برای استقبال از مهمان برخاستند.

    Everyone stood up to greet the guest.

    فعل لازم
    فونتیک فارسی / barkhaastan /

    to rise (from), to arise (from), to come from, to originate, to stem (from)

    to rise

    to arise

    to come from

    to originate

    to stem

    پدید آمدن، طلوع کردن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    او از خاکستر قوی‌تر از قبل برخاست.

    He rise from the ashes stronger than before.

    علاقه‌ی او به هنر از تجربیات کودکی‌اش برخاسته است.

    Her passion for art stems from her childhood experiences.

    فعل لازم
    فونتیک فارسی / barkhaastan /

    مجازی to rebel, to rise, to revolt, to riot, to stage an uprising

    to rebel

    to rise

    to revolt

    to riot

    to stage an uprising

    مخالفت کردن، شورش کردن

    مردم علیه مالیات‌های ناعادلانه برخاستند.

    The people rebel against the unfair taxes.

    شهروندان برای سرنگونی دولت فاسد برخاستند.

    The citizens revolt to overthrow the corrupt government.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد برخاستن

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    ایستادن به پاخاستن برپا شدن بلند شدن
    مترادف:
    بیدار شدن
    مترادف:
    بردمیدن سر زدن
    مترادف:
    برآمدن طلوع کردن
    مترادف:
    شوریدن شورش کردن طغیان کردن عصیان کردن قیام کردن
    مترادف:
    متصاعد شدن
    مترادف:
    پدیدآمدن آغاز شدن در گرفتن
    مترادف:
    پیش آمدن اتفاق افتادن

    ارجاع به لغت برخاستن

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «برخاستن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/برخاستن

    لغات نزدیک برخاستن

    • - برحق
    • - برخ
    • - برخاستن
    • - برخاستن از
    • - برخاسته
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.