آیکن بنر

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۴

    روایت به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / ravaayat /

    anecdote, narration, tradition, version, story, legend, account, hearsay, words or deeds attributed to holy people or rulers

    anecdote

    narration

    tradition

    version

    story

    legend

    account

    hearsay

    words or deeds attributed to holy people or rulers

    نقل، حدیث

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    طبق یک روایت خانوادگی، اجداد او از لرستان به تهران کوچ کرده بودند.

    According to a family legend, his ancestors had migrated from Lorestan to Tehran.

    شهادت شاهد مشکوک به نظر می‌رسید زیرا در روایت او تناقضاتی وجود داشت.

    The witness' testimony seemed dodgy, as there were inconsistencies in his story.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد روایت

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    حدیث حکایت داستان نقل

    سوال‌های رایج روایت

    روایت به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «روایت» در زبان انگلیسی به Narrative یا Account ترجمه می‌شود.

    «روایت» واژه‌ای است که به فرایند بیان یا نقل یک داستان، رویداد یا تجربه اشاره دارد. این واژه در حوزه‌های ادبیات، تاریخ، هنر و حتی زندگی روزمره کاربرد دارد و نقش مهمی در انتقال اطلاعات، ارزش‌ها و تجربیات انسانی ایفا می‌کند. روایت می‌تواند شفاهی یا نوشتاری باشد و شامل جزئیات، ترتیب زمانی و ساختار داستانی باشد تا شنونده یا خواننده بتواند تصویر واضحی از رویداد یا پیام ارائه‌شده به دست آورد.

    از منظر ادبی، روایت یکی از اصلی‌ترین ابزارهای خلق داستان و اثر هنری است. نویسندگان، شاعران و فیلم‌سازان با استفاده از روایت، تجربه‌های انسانی، احساسات و اندیشه‌ها را به مخاطب منتقل می‌کنند. روایت نه تنها شامل اتفاقات می‌شود، بلکه نحوه‌ی بیان آن‌ها، انتخاب زاویه دید و زبان به کار رفته نیز اهمیت دارد و می‌تواند پیام‌های اخلاقی، اجتماعی یا فرهنگی را تقویت کند.

    از دیدگاه تاریخی و اجتماعی، روایت به حفظ و انتقال دانش، فرهنگ و خاطرات جمعی کمک می‌کند. روایت‌های تاریخی، خاطرات شفاهی یا ثبت شده و حتی روایت‌های قومی، اطلاعات ارزشمندی از گذشته و نحوه‌ی زندگی جوامع در اختیار نسل‌های بعدی قرار می‌دهند. به همین دلیل، روایت نقش واسطه‌ی میان گذشته و حال را ایفا می‌کند و به شکل‌گیری هویت فرهنگی و اجتماعی کمک می‌نماید.

    از نظر روان‌شناسی، روایت به انسان‌ها امکان می‌دهد تا تجربیات خود را معنا دهند و نظم ذهنی در زندگی پیدا کنند. روایت کردن یک تجربه شخصی یا شنیدن داستان دیگران، فرآیندی است که به درک بهتر خود و دیگران کمک می‌کند و حس همدلی، ارتباط و فهم متقابل را تقویت می‌نماید. این جنبه‌ی روان‌شناختی روایت اهمیت آن را در زندگی روزمره و رشد فردی نشان می‌دهد.

    «روایت» واژه‌ای چندوجهی است که شامل جنبه‌های ادبی، تاریخی، اجتماعی و روان‌شناختی می‌شود. این واژه نمایانگر فرآیند بیان و انتقال داستان‌ها، تجربیات و اطلاعات است و به انسان‌ها امکان می‌دهد تا معنا و ارزش را در زندگی، فرهنگ و تاریخ درک کنند. روایت، هم به عنوان ابزار هنری و هم به عنوان وسیله‌ای برای حفظ دانش و ارتباط انسانی، اهمیت بنیادینی دارد و در شکل‌دهی به تجربه‌های فردی و جمعی نقشی حیاتی ایفا می‌کند.

    ارجاع به لغت روایت

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «روایت» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/روایت

    لغات نزدیک روایت

    • - روانی
    • - روای
    • - روایت
    • - روایت کردن
    • - روایت کردن با جزئیات
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.