آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

وارد بودن به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اصطلاح فعل لازم
فونتیک فارسی / vaared boodan /

to familiar (with), to literate

to familiar

to literate

مطلع بودن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام

آن‌ها به چالش‌های این شغل واردند.

They are familiar with the challenges of the job.

من زیاد به آن شهر وارد نیستم.

I'm not very familiar with that city.

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت وارد بودن

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «وارد بودن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/وارد بودن

لغات نزدیک وارد بودن

پیشنهاد بهبود معانی