آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴

      وحشی به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      صفت
      فونتیک فارسی / vahshi /

      wild, savage, untamed, feral, undomesticated, ferine, ferocious, fero-

      wild

      savage

      untamed

      feral

      undomesticated

      ferine

      ferocious

      fero-

      نارام، درنده، رمنده، غیراهلی
      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      در افریقا حیوان وحشی فراوان است.

      Wild animals abound in Africa.

      محل نگه‌داری جانوران وحشی

      a wildlife preserve

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      یک جانور وحشی

      a wild animal

      یک گیاه وحشی

      a wild plant

      آدم غیوری که مثل گربه‌ی وحشی می‌جنگید.

      A mettlesome fellow who fought like a wildcat.

      آنان حیوانات وحشی را برای خوراک شکار می‌کردند.

      They used to hunt wild animals for food.

      اسبی وحشی که هیچ‌کس نمی‌توانست آن را رام کند.

      A wild horse that nobody could gentle.

      صفت
      فونتیک فارسی / vahshi /

      uncivilized, savage, raffish, barbarous, loutish

      uncivilized

      savage

      raffish

      barbarous

      loutish

      غیرمتمدن، دور از تمدن، بدوی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫متن بلند فارسی یا انگلیسی شما را در چند ثانیه خلاصه می‌کند‬

      اقوام وحشی

      barbarous tribes

      بومیان وحشی

      uncivilized natives

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      وحشی و عصبانی

      truculent and angry

      صفت
      فونتیک فارسی / vahshi /

      uncultivated, waste, unsettled, uninhabited, desolate, unexplored, wild, barren

      uncultivated

      waste

      unsettled

      uninhabited

      desolate

      unexplored

      wild

      barren

      غیرمسکونی

      جنگل‌های وحشی

      wild forests

      این سرزمین وحشی و خالی از سکنه

      this uncultivated land

      صفت
      فونتیک فارسی / vahshi /

      violent, raging, unleashed, howling, rampageous, unrestained

      violent

      raging

      unleashed

      howling

      rampageous

      unrestained

      خشونت‌آمیز، لگام‌گسیخته

      امواج وحشی و کف‌آلود دیوانه‌وار خود را به صخره‌ها می‌زدند

      raging, foaming waves dashed themselves madly against the cliffs

      یک توفان وحشی

      a violent storm

      اسم
      فونتیک فارسی / vahshi /

      barbarian, savage, savage person, berserker, uncivilized person

      barbarian

      savage

      savage person

      berserker

      uncivilized person

      آدم وحشی، آدم بی‌تمدن

      وحشیانی که بر دروازه‌ی تمدن ضربه فرود می‌آوردند

      the barbarians who pounded on the gate of civilization

      من نمی‌توانم با این وحشی‌ها کنار بیایم

      I can't get along with these savages

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      یک قبیله‌ی وحشی در این جنگل زندگی می‌کنند

      There is a barbarian tribe living in this forest

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد وحشی

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      دد درنده سبع
      متضاد:
      اهلی
      مترادف:
      بربر بی‌فرهنگ رمنده سرکش غیرمتمدن نافرهیخته

      سوال‌های رایج وحشی

      وحشی به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «وحشی» در زبان انگلیسی معمولاً به صورت Wild ترجمه می‌شود. این واژه مفهومی گسترده و چندوجهی دارد که هم می‌تواند به طبیعت و جانوران اشاره داشته باشد و هم به رفتار یا حالت‌هایی غیرقابل‌کنترل، خشن یا بی‌قانون.

      واژه‌ای که در عین سادگی، دنیایی از معانی و احساسات را در خود جای داده است.در دنیای طبیعت، «وحشی» توصیف‌کننده‌ی هر چیزی است که از کنترل انسان خارج باشد. حیوانات وحشی، جنگل‌های وحشی یا طبیعت وحشی همگی به محیط‌هایی اشاره دارند که هنوز تحت سلطه‌ی بشر درنیامده‌اند. این واژه در این زمینه، اغلب با حس احترام، شگفتی و گاهی ترس همراه است. حیوانات وحشی مانند شیر، گرگ یا پلنگ همواره نماد قدرت، بقا و استقلال بوده‌اند و در بسیاری از فرهنگ‌ها الهام‌بخش افسانه‌ها و داستان‌ها هستند.

      اما «وحشی» فقط به حیوانات یا طبیعت مربوط نمی‌شود. در توصیف رفتار انسان نیز، این واژه می‌تواند معنایی منفی یا حتی ترسناک داشته باشد. مثلاً وقتی گفته می‌شود کسی «رفتار وحشیانه‌ای داشت»، معمولاً به خشونت، بی‌منطقی یا نبود کنترل اشاره دارد. از این نظر، «وحشی بودن» می‌تواند نشانه‌ی نبود تمدن، قانون یا اخلاق باشد.

      در ادبیات و هنر، واژه‌ی «وحشی» گاهی به نوعی رهایی یا اصالت نیز اشاره دارد. برخی شاعران و نویسندگان، زندگی وحشی را ستایش کرده‌اند؛ نوعی بازگشت به طبیعت، به دور از پیچیدگی‌های تمدن مدرن. در این معنا، وحشی‌بودن می‌تواند به معنای زندگی واقعی‌تر، غریزی‌تر و آزادانه‌تر باشد.

      در روان‌شناسی، گاهی از اصطلاح «درون وحشی» استفاده می‌شود تا به بخش‌های خام، طبیعی و غیرمهار شده‌ی ذهن انسان اشاره شود. این بخش‌ها اگرچه گاه خطرناک به نظر می‌رسند، اما می‌توانند سرچشمه‌ی انرژی خلاق، شهود و حتی شجاعت باشند.

      «وحشی» کلمه‌ای است با دو چهره: یکی ترسناک و ناآشنا، و دیگری اصیل و پرشور. بستگی دارد چگونه به آن نگاه کنیم؛ گاه باید از آن فاصله گرفت، و گاه باید در آغوشش کشید.

      ارجاع به لغت وحشی

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «وحشی» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/وحشی

      لغات نزدیک وحشی

      • - وحشتناک
      • - وحشتناکی
      • - وحشی
      • - وحشی سازی
      • - وحشی شدن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      notepaper poly pili phyllo phono phon nasicorn maple sugar laxly linking verb headspring hautbois guildhall gunfighter groundling قصد قبلی هم‌جنس‌گرایی هرمس هوانوردی اوراقچی افت مسقط لاشه لجستیکی امرا سفالگر شوهرخاله رنگین‌کمان لوتری لک‌دار
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.