آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: جمعه ۱۷ مرداد ۱۴۰۴

    پروژه به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / porozhe /

    project, design, plan

    project

    design

    plan

    زرح، نقشه، برنامه

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    پروژه به اندازه‌ی کافی خوب نبود؛ باید دوباره از اول شروع کنیم.

    The project was not good enough. We need to go back to square one and start again.

    این پروژه به‌ علت کمبود بودجه متوقف شد.

    The project was hung up for lack of funds.

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد پروژه

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    برنامه طرح نقشه

    سوال‌های رایج پروژه

    پروژه به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «پروژه» در زبان انگلیسی به project ترجمه می‌شود.

    «پروژه» به مجموعه‌ای از فعالیت‌ها و وظایف برنامه‌ریزی شده و سازمان‌یافته گفته می‌شود که با هدف خاصی در بازه‌ی زمانی معین و با تخصیص منابع مشخص انجام می‌گیرد. هر پروژه معمولاً یک شروع و پایان مشخص دارد و می‌تواند در زمینه‌های مختلفی مانند صنعت، ساخت‌وساز، فناوری اطلاعات، پژوهش، هنر یا آموزش تعریف شود. ماهیت پروژه‌ها به گونه‌ای است که نیازمند مدیریت دقیق، هماهنگی تیمی و برنامه‌ریزی کارآمد برای رسیدن به اهداف تعیین‌شده می‌باشد.

    در مدیریت پروژه، مراحل مختلفی از جمله برنامه‌ریزی، اجرا، نظارت و کنترل، و در نهایت پایان پروژه تعریف شده‌اند. در هر مرحله، فعالیت‌های متعددی صورت می‌گیرد که می‌بایست به صورت منظم و مستمر پیگیری شوند تا اطمینان حاصل شود که پروژه در مسیر درست قرار دارد و منابع به صورت بهینه استفاده می‌شوند. موفقیت یک پروژه تا حد زیادی به کیفیت برنامه‌ریزی، توانمندی تیم، مدیریت ریسک و ارتباطات موثر وابسته است.

    پروژه‌ها می‌توانند مقیاس‌های مختلفی داشته باشند؛ از پروژه‌های کوچک و کوتاه‌مدت که توسط یک فرد یا تیم کوچک انجام می‌شود، تا پروژه‌های بزرگ و پیچیده که نیازمند مشارکت سازمان‌ها و تیم‌های چندمنظوره با تخصص‌های گوناگون است. هرچه پروژه بزرگ‌تر و پیچیده‌تر باشد، ضرورت استفاده از روش‌ها و ابزارهای حرفه‌ای مدیریت پروژه افزایش می‌یابد تا اطمینان حاصل شود که زمان، هزینه و کیفیت پروژه به طور مناسبی کنترل می‌شوند.

    در زندگی روزمره نیز مفهوم پروژه کاربرد دارد، چرا که بسیاری از فعالیت‌ها و اهداف شخصی یا کاری را می‌توان به صورت پروژه‌هایی کوچک تعریف کرد. برنامه‌ریزی برای تحصیل، اجرای یک طرح کسب‌وکار یا حتی سازماندهی یک رویداد، نمونه‌هایی از پروژه‌های غیررسمی هستند که با مدیریت درست می‌توانند به نتایج موفقیت‌آمیز منجر شوند. این رویکرد به افراد کمک می‌کند تا با نظم و انگیزه بیشتر به اهداف خود نزدیک شوند.

    پروژه نمادی از تلاش هدفمند و برنامه‌ریزی شده برای ایجاد تغییر یا تحقق خواسته‌هاست. این مفهوم، چارچوبی است برای سازمان‌دهی فعالیت‌ها در مسیر دستیابی به نتایج مشخص و قابل اندازه‌گیری. مهارت در مدیریت پروژه، یکی از عوامل کلیدی موفقیت در دنیای پیچیده و پرچالش امروزی به شمار می‌آید که می‌تواند راهگشای پیشرفت‌های فردی، سازمانی و اجتماعی باشد.

    ارجاع به لغت پروژه

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «پروژه» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/پروژه

    لغات نزدیک پروژه

    • - پروژکتور
    • - پروژکتور آموزشی
    • - پروژه
    • - پروس
    • - پروست
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.