آیکن بنر

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۴

    چرند به انگلیسی

    معنی‌ها

    فونتیک فارسی / charand /

    nonsense, balderdash, horseshit

    nonsense

    balderdash

    horseshit

    bunk

    bunk

    عامیانه - سخن یا نوشته

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری

    bullshit, horseshit

    bullshit

    horseshit

    عامیانه - سخن یا نوشته

    عامیانه eyewash, tosh, bollocks, bull, cockeyed, codswallop, guff, hooey, rot, shit, tripe, malarkey or malarky

    eyewash

    tosh

    bollocks

    bull

    cockeyed

    codswallop

    guff

    hooey

    rot

    shit

    tripe

    malarkey or malarky

    عامیانه - سخن یا نوشته
    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد چرند

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    بی‌ربط بی‌معنی بیهوده پوچ چرت لاطائل مزخرف مهمل نامربوط یاوه

    سوال‌های رایج چرند

    چرند به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «چرند» در زبان انگلیسی به nonsense یا absurd ترجمه می‌شود.

    چرند به سخنان، افکار یا نوشته‌هایی اطلاق می‌شود که فاقد منطق، عقلانیت و ارزش باشند و اغلب به صورت بی‌معنی، بی‌مفهوم یا نادرست بیان می‌شوند. این واژه معمولاً بار منفی دارد و برای ابراز نارضایتی یا رد مطالبی به کار می‌رود که گوینده آن‌ها را بی‌پایه و بی‌معنا می‌داند. در گفتار روزمره، چرند می‌تواند به صورت تند یا کنایه‌آمیز بیان شود و به نوعی نشان‌دهنده‌ی بی‌اعتباری یا پوچی موضوع است.

    از نظر زبان‌شناسی، چرند نمونه‌ای از واژگان عامیانه و غیررسمی است که در مکالمات غیررسمی بسیار رایج است. این کلمه معمولاً برای رد سریع و قاطع یک نظر یا ایده استفاده می‌شود و تأکید بر نادرستی یا بی‌معنایی آن دارد. در برخی موارد، چرند می‌تواند در قالب طنز یا انتقاد نرم نیز به کار رود، اما در اغلب موارد بار شدیدی از انتقاد دارد.

    در فرهنگ‌های مختلف، واژه‌هایی با معنای مشابه چرند وجود دارد که در زبان محاوره برای توصیف سخنان غیرمنطقی یا بی‌معنا به کار می‌روند. شناخت چنین اصطلاحاتی برای فهم بهتر زبان محاوره و برقراری ارتباط مؤثر در محیط‌های غیررسمی اهمیت دارد. همچنین این واژه‌ها گاهی در متون ادبی و هنری برای ایجاد تأثیرات احساسی یا بیان تضادهای فکری به کار می‌روند.

    از نظر کاربرد اجتماعی، استفاده از چرند در گفتگوها نشان‌دهنده‌ی تمایل گوینده به رد یا نفی یک ایده یا ادعا است. این کلمه می‌تواند بیانگر نارضایتی، بی‌اعتمادی یا حتی خشم نسبت به موضوعی باشد که مطرح شده است. در عین حال، استفاده مکرر و غیرمنطقی از این واژه ممکن است باعث کاهش تأثیرگذاری و ایجاد فضای منفی در ارتباطات شود.

    چرند واژه‌ای است که در زبان محاوره نقش مهمی در بیان مخالفت و انتقاد دارد و به‌عنوان ابزاری برای ابراز نارضایتی نسبت به مطالب بی‌معنا یا غیرمنطقی به کار می‌رود. آشنایی با کاربردها و بار معنایی این کلمه می‌تواند به درک بهتر لحن و احساسات در گفت‌وگوهای روزمره کمک کند.

    ارجاع به لغت چرند

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «چرند» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/چرند

    لغات نزدیک چرند

    • - چرمین
    • - چرمینه
    • - چرند
    • - چرند بافی کردن
    • - چرند گفتن
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.