آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۴

      چین به انگلیسی

      توضیحات:

      پایتخت:‌ Beijing

      ملیت: Chinese

      مخفف: CN

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم خاص
      فونتیک فارسی / chin /

      کشور China

      China

      چین, China
      کشوری در شرق آسیا

      آلمان دولتی ملی و چین کشوری چندملیتی است.

      Germany is a nation-state and China is a multinational state.

      ساختار اجتماعی ژاپن هرگز همانند (ساختار اجتماعی) چین نخواهد بود.

      Japan's social structure can never be identical with China's.

      اسم
      فونتیک فارسی / chin /

      wrinkle, crease, rumple, crinkle, furrow, crumple, convolution, corrugation, cutter, drape, drapery

      wrinkle

      crease

      rumple

      crinkle

      furrow

      crumple

      convolution

      corrugation

      cutter

      drape

      drapery

      چین و چروک

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      این محصول مراقبت از پوست ازنظر بالینی ثابت شده است که چین و چروک را کاهش می‌دهد.

      This skincare product is clinically proven to reduce wrinkles.

      او چین و چروک پیراهنش را صاف کرد.

      She smoothed out the creases in her dress.

      اسم
      فونتیک فارسی / chin /

      shirring, fold, pucker, furbelow, pleat, crimp, flounce, crinkle, ruffle, plait, shirr, gather, wave

      shirring

      fold

      pucker

      furbelow

      pleat

      crimp

      flounce

      crinkle

      ruffle

      plait

      shirr

      gather

      wave

      تاخوردگی

      چین آکاردئونی دامن، پلیسه

      accordion pleats

      چین و چروک دور دهان آن پیرزن

      the puckers around the old woman's mouth

      اسم
      فونتیک فارسی / chin /

      زمین‌شناسی fault, fold

      fault

      fold

      چین‌خوردگی زمین با حرکت پوسته‌ها

      چین چندین کیلومتر زیر شهر امتداد دارد.

      The fault runs several kilometers beneath the city.

      زمین‌شناس چین در لایه‌های سنگ را بررسی کرد.

      The geologist studied the fold in the rock layers.

      اسم
      فونتیک فارسی / chin /

      عامیانه amount mown or harvested at one time

      amount mown or harvested at one time

      عمل چیدن

      چین از مرتع برای استفاده‌های آینده ذخیره خواهد شد.

      The amount mown from the grassland will be stored for future use.

      چین‌ امروز صبح به‌دلیل باران کمتر از دیروز است.

      The amount mown this morning is less than yesterday due to rain.

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / -chin /

      a combining form (meaning: picker, picked, setter)

      a combining form

      ترتیب‌دهنده

      دست‌چین

      handpicked

      حروف‌چین

      typesetter

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد چین

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      آژنگ اخمه چروک
      مترادف:
      تا لا
      مترادف:
      تاب‌ شکن شکنج فر کرس
      مترادف:
      شیار خط
      مترادف:
      چینه قشر لایه

      سوال‌های رایج چین

      چین به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «چین» در زبان انگلیسی به China ترجمه می‌شود، که نام کشور جمهوری خلق چین است.

      چین یکی از کهن‌ترین تمدن‌های بشری است؛ سرزمینی پهناور در شرق آسیا که با جمعیتی بیش از یک میلیارد نفر، پرجمعیت‌ترین کشور جهان به شمار می‌رود. این کشور با تاریخچه‌ای بیش از پنج هزار سال، نقشی بنیادین در شکل‌گیری تمدن شرق داشته و در طول قرون متمادی، سلسله‌هایی چون هان، تانگ، سونگ، مینگ و چینگ در آن قدرت را در دست داشته‌اند. هر کدام از این دوران‌ها، میراث فرهنگی، علمی، معماری و فلسفی عظیمی از خود به جا گذاشته‌اند که هنوز هم در جای‌جای این کشور قابل مشاهده است.

      چین نه‌تنها در زمینه‌ی فلسفه و اندیشه، بلکه در علم، هنر، طب سنتی، خوش‌نویسی، و فناوری‌های باستانی همچون چاپ و باروت نیز دستاوردهای بزرگی داشته است. شخصیت‌هایی چون کنفوسیوس و لائوتسه، ستون‌های فکری تمدن چین به شمار می‌روند و آموزه‌های آنان همچنان در ذهن و زندگی مردم تأثیرگذار است. دیوار بزرگ چین، یکی از عجایب هفتگانه‌ی جهان، نمونه‌ای بارز از مهندسی و قدرت سازمانی تمدن چین باستان است که برای دفاع از مرزهای شمالی ساخته شده بود.

      در دوران معاصر، چین از کشوری توسعه‌نیافته و تحت فشارهای استعمار و جنگ‌های داخلی، به یکی از قدرتمندترین اقتصادهای جهان تبدیل شده است. اصلاحات اقتصادی در دهه‌ی ۱۹۸۰، زیر نظر دنگ شیائوپینگ، باعث شد تا چین به سرعت در مسیر صنعتی شدن، توسعه‌ی فناوری و رشد شهری حرکت کند. امروزه چین نقشی محوری در بازار جهانی دارد؛ از تولیدات صنعتی و الکترونیکی گرفته تا فناوری‌های نوینی مانند هوش مصنوعی، انرژی پاک و ساخت‌وسازهای عظیم.

      فرهنگ چینی، با تنوع اقوام، زبان‌ها و سنت‌ها، همچنان پویا و گسترده است. آیین‌هایی چون سال نو چینی، فستیوال فانوس، طب سوزنی، چای چینی، و خط چینی، فقط بخشی از غنای فرهنگی این کشور را نشان می‌دهد. همچنین، سینمای چین، موسیقی سنتی و معاصر، و هنرهای رزمی مانند کونگ‌فو، در جهان علاقه‌مندان فراوانی دارند. با وجود تغییرات مدرن، سنت‌ها و باورهای کهن هنوز هم در زندگی روزمره‌ی مردم این سرزمین نقش پررنگی دارند.

      چین کشوری است که در آن تضاد و هم‌زیستی گذشته و آینده به‌طرز چشمگیری به نمایش درآمده‌اند. از معابد بودایی و کوه‌های افسانه‌ای گرفته تا آسمان‌خراش‌های مدرن شانگهای، این سرزمین همواره در حال حرکت و تحول است. چین نه‌فقط در جغرافیا، بلکه در فرهنگ، اقتصاد و سیاست جهانی نیز جایگاهی تعیین‌کننده دارد؛ و شناخت آن، کلیدی برای درک بهتر معادلات پیچیده‌ی دنیای امروز است.

      ارجاع به لغت چین

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «چین» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/چین

      لغات نزدیک چین

      • - چیله مانند
      • - چیلی
      • - چین
      • - چین افتادن
      • - چین انداختن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hibernation high-grade hideout map heter- herding herbal tea hammer away at brake help out helminthology heartiness hear (something) on the grapevine havoc have to اسباب آبشار آب‌نارنج آدامس آدم آن آهنگساز آوارگی آویختن تماشاخانه به کمک به یاد داشتن بهانه گرفتن به طور خلاصه بو کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.