آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۸ خرداد ۱۴۰۴

      فر به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / farr /

      aegis, spendour, honor, dignity, magnificence, glory, stateliness, charisma

      aegis

      spendour

      honor

      dignity

      magnificence

      glory

      stateliness

      charisma

      شکوه
      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      این مراسم پر از فر و افتخار بود که اهمیت این رویداد را نشان می‌داد.

      The ceremony was filled with dignity and grandeur, showcasing the importance of the occasion.

      سخنرانی او با فری ارائه شد که احترام و توجه حضار را جلب کرد.

      Her speech was delivered with an aegis that commanded respect and attention from the audience.

      اسم
      فونتیک فارسی / fer /

      stove, cooking-stove, oven, gas oven

      stove

      cooking-stove

      oven

      gas oven

      اجاق بسته

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      با سرعت کیک را در فر گذاشت.

      She popped the cake into the oven.

      نانی که در فر برشته می‌شود

      bread crisping in the oven

      اسم
      فونتیک فارسی / fer /

      شیمی iron, -fer

      iron

      -fer

      آهن

      فر یک ماده‌ی معدنی ضروری برای سلامتی انسان است.

      Iron is an essential mineral for human health.

      سنگ فر از کوه‌ها استخراج شد.

      The iron ore was mined from the mountains.

      اسم
      فونتیک فارسی / fer /

      curler, roller

      curler

      roller

      ابزاری برای فر دادن مو

      او فر جدیدی خرید که وعده می‌دهد وز مو را کاهش دهد.

      He bought a new curler that promises to reduce frizz.

      فر موهای او را پرحجم و شاداب نشان داد.

      The hair roller made her locks look voluminous and bouncy.

      اسم
      فونتیک فارسی / fer /

      curl, ringlet, twirl, whirl, wave, tress, curlicue, lock

      curl

      ringlet

      twirl

      whirl

      wave

      tress

      curlicue

      lock

      تاب مو

      او فر زیبایی در موهایش دارد.

      She has a beautiful curl in her hair.

      فر موهای مجعد او در این مراسم توجه همه را به خود جلب کرد.

      The whirl of her curls caught everyone's attention at the event.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد فر

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      تاب‌ چین شکن کرس
      مترادف:
      تازگی طراوت نوی
      مترادف:
      دلال غنج کرشمه ناز
      مترادف:
      تنور تنوره
      مترادف:
      جلال شان شکوه شوکت
      مترادف:
      فروغ‌ایزدی لمعه
      مترادف:
      حسن زیبایی

      سوال‌های رایج فر

      فر به انگلیسی چی می‌شه؟ (در آشپزخانه)

      فر در آشپزخانه به انگلیسی Oven ترجمه می‌شود.

      فر دستگاهی است برای پختن، گریل کردن یا گرم‌کردن مواد غذایی از طریق انتقال گرما، که در آشپزخانه‌ها نقش اساسی دارد. چه در مدل‌های مدرن برقی و گازی که در خانه‌ها استفاده می‌شود و چه در نسخه‌های سنتی‌تری که با چوب یا زغال کار می‌کنند، کارکرد اصلی فر ایجاد یک محیط گرم با دمای قابل‌کنترل برای پخت غذاهایی است که به پخت یکنواخت و دقیق نیاز دارند.

      فرها به‌طور معمول از دیواره‌های عایق‌دار تشکیل شده‌اند تا گرما را در خود نگه دارند و انرژی را بهینه مصرف کنند. برخی فرها قابلیت پخت با فن یا اصطلاحاً "کانوکشن" دارند که باعث می‌شود گرما در فضا به‌صورت یکنواخت پخش شود. مدل‌های پیشرفته‌تر ممکن است مجهز به سیستم‌های خودتمیزشونده، تنظیم خودکار دما، یا حتی امکان کنترل با تلفن همراه باشند. از سوی دیگر، فرهای سنتی، هرچند ساده‌ترند، اما در فرهنگ‌های مختلف به‌ویژه برای پخت نان‌های محلی یا غذاهای خاص جایگاه ویژه‌ای دارند.


      فر به انگلیسی چی می‌شه؟ (مو)

      فر در انگلیسی Curly یا Perm ترجمه می‌شود.

      «فر» در مورد مو، به حالتی از مو گفته می‌شود که به‌صورت طبیعی یا با کمک ابزارهای مختلف، حالت پیچ‌خورده، موج‌دار یا حلقه‌ای پیدا کرده است. این واژه هم به بافت طبیعی موهایی اطلاق می‌شود که به‌صورت ژنتیکی فر هستند، و هم به حالتی که با استفاده از مواد شیمیایی، بیگودی، یا دستگاه‌های حرارتی مثل بابلیس به وجود می‌آید. موهای فر معمولاً حجیم‌تر و پرپشت‌تر به نظر می‌رسند و نوع خاصی از زیبایی و انرژی را منتقل می‌کنند که در بسیاری از فرهنگ‌ها جذاب تلقی می‌شود.

      در روش‌های مصنوعی فرکردن مو، «پرم» (perm) یکی از شناخته‌شده‌ترین تکنیک‌هاست که در آن با استفاده از مواد خاص و ابزارهایی چون بیگودی، مو به‌صورت دائمی یا نیمه‌دائمی حالت فر به خود می‌گیرد. بسته به اندازه و نوع بیگودی، نتیجه می‌تواند به صورت فرهای ریز و منظم، موج‌های نرم یا حلقه‌های بزرگ ظاهر شود. این تغییر معمولاً با هدف ایجاد تنوع در ظاهر، افزایش حجم یا تأکید بر سبک خاصی انجام می‌شود. از سوی دیگر، موهای فر طبیعی هم نیاز به مراقبت خاص دارند تا از خشکی، وز شدن یا گره‌خوردگی در امان بمانند.


      ارجاع به لغت فر

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «فر» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/فر

      لغات نزدیک فر

      • - فدوی
      • - فدیه
      • - فر
      • - فر آشپزخانه
      • - فر انداختن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.