آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۴۰۴

      خط به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / khat(t) /

      line, score, streak

      line

      score

      streak

      خط, line, score, streak
      فاصله‌ی بین دو نقطه

      (نوشته) خط زدن، خط کشیدن روی

      score something out/score something through

      خط ناصاف

      a crooked line

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      او کتاب درسی را خوانده و با دقت زیر مطالب مهم خط کشیده بود.

      He had read and carefully highlighted the textbook.

      اسم
      فونتیک فارسی / khat(t) /

      the alphabet, characters, script, letters

      the alphabet

      characters

      script

      letters

      الفبا

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      خط فارسی زیباست

      Persian letters are beautiful

      خط انگلیسی با خط عربی خیلی فرق دارد

      English characters are very different from Arabic characters

      اسم
      فونتیک فارسی / khat(t) /

      handwriting, hand, calligraphy

      handwriting

      hand

      calligraphy

      دستخط

      آگهی به خط درشت و خوانا نوشته شده بود.

      The notice had been written in a bold handwriting.

      خط کج و کوله

      crabbed handwriting

      اسم
      فونتیک فارسی / khat(t) /

      course, track

      course

      track

      مسیر، راه

      خط مسابقه‌ی دو

      the course of the running race

      خط آهن

      railway track

      اسم
      فونتیک فارسی / khat(t) /

      line, lane, route, service, corridor

      line

      lane

      route

      service

      corridor

      مسیر حرکت

      دو خط اتوبوس

      two bus lines

      خطوط کشتیرانی

      shipping lanes

      اسم
      فونتیک فارسی / khat(t) /

      ideology, guideline, thought school, instructions, doctrine, teachings

      ideology

      guideline

      thought school

      instructions

      doctrine

      teachings

      زمره، گروه، مکتب فکری

      پیرو خط شیخ

      the follower of Sheikh's ideology

      خط اخلاقی

      moral teachings

      اسم
      فونتیک فارسی / khat(t) /

      line

      line

      سطر

      خط دوم

      the second line

      خطوط این صفحه بسیار مهم هستند

      lines of this page are so important

      اسم
      فونتیک فارسی / khat(t) /

      tail (of a coin)

      tail

      روی سکه، طرف مقابل شیر

      شیر یا خط؟

      head or tail?

      بیا شیر یا خط کنیم تا معلوم شود کی باید پول شام را بدهد.

      Let's flip a coin to see who should pay for dinner.

      اسم
      فونتیک فارسی / khat(t) /

      queue, file, line

      queue

      file

      line

      صف

      خطی دراز

      a long queue

      خط بستن

      to line up

      seam

      seam

      خیاطی

      reverse, tail

      reverse

      tail

      خیاطی
      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد خط

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      الفبا حروف نویسه
      مترادف:
      دست‌خط
      مترادف:
      خوش‌نویسی
      مترادف:
      کتابت
      مترادف:
      سطر
      مترادف:
      رقیمه عریضه مراسله مرقومه مکتوب نامه نوشته
      مترادف:
      ردیف صف
      مترادف:
      حکم فرمان منشور
      مترادف:
      دست‌نبشته دست نوشته
      مترادف:
      راه
      مترادف:
      مسیر
      مترادف:
      جرگه حلقه زمره گروه باند
      مترادف:
      مرام

      سوال‌های رایج خط

      خط به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «خط» در زبان انگلیسی به line ترجمه می‌شود.

      این واژه مفهومی گسترده و چندوجهی دارد که در زمینه‌های گوناگون مانند هنر، زبان، مهندسی، ریاضیات و حتی فلسفه به‌کار می‌رود. از لحاظ بصری، خط به ساده‌ترین شکل ممکن، اتصال بین دو نقطه تعریف می‌شود. اما همین سادگی می‌تواند پایه‌ای برای ساختن فرم‌های پیچیده، انتقال احساسات یا نظم‌دادن به فضا باشد. در هنرهای تجسمی، خط ابزاری بنیادین برای طراحی، ساختاردهی و بیان احساسات است.

      در نوشتار، «خط» هم به معنای «دست‌خط» یا سبک نگارش به‌کار می‌رود و هم به معنای «خط نوشتاری» مانند خط فارسی، عربی یا لاتین. هر زبان و فرهنگ، سبک خاصی از خط را توسعه داده که گاهی تنها یک ابزار ارتباطی نیست، بلکه شکلی از هنر محسوب می‌شود. خوش‌نویسی فارسی، به‌ویژه در خط نستعلیق، نمونه‌ای بی‌نظیر از این پیوند میان معنا و زیبایی بصری است. خط در این معنا نه‌تنها حامل واژه‌ها، بلکه حامل فرهنگ و زیبایی‌شناسی است.

      در علوم مهندسی و ریاضیات، خط مفهومی دقیق و انتزاعی دارد. یک خط بی‌انتهاست و ضخامت ندارد. در هندسه، خطوط ابزار اصلی برای تعریف شکل‌ها و فضاها هستند. در نقشه‌کشی، نمودارها، دیاگرام‌ها و طرح‌های صنعتی، خطوط به‌عنوان نشانه‌های قراردادی برای انتقال اطلاعات دقیق به‌کار می‌روند. خطوط مستقیم، منحنی، شکسته یا متقاطع، زبان بصری خاص خود را دارند و هریک مفهوم متفاوتی را منتقل می‌کنند.

      از منظر مفهومی، خط می‌تواند نمادی از مرز، جهت، حرکت یا حتی انتخاب باشد. گاهی از «خط زندگی» یا «خط قرمز» حرف می‌زنیم که بار معنایی سنگینی دارد. در ادبیات، خط داستانی یا storyline مسیر تحول وقایع و شخصیت‌ها را شکل می‌دهد. به همین ترتیب، خط در ذهن و زبان ما فقط یک پدیده‌ی فیزیکی نیست، بلکه نشانه‌ای از مسیر، جریان، مرز و معناست؛ چیزی که می‌تواند آغاز یک فکر، پایان یک تصمیم یا حتی نشانه‌ای از بی‌پایانی باشد.

      ارجاع به لغت خط

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «خط» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/خط

      لغات نزدیک خط

      • - خضوع و خشوع
      • - خضوع و خشوع کردن چاپلوسانه
      • - خط
      • - خط آب
      • - خط آتش
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.