آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵

      راه به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / raah /

      way, road, path, route, highway, pathway, roadway, parkway, freeway, walkway, expressway, superhighway, turnpike, interstate, autobahn, trail, lane

      way

      road

      path

      route

      highway

      pathway

      roadway

      parkway

      freeway

      walkway

      expressway

      superhighway

      turnpike

      interstate

      autobahn

      trail

      lane

      جاده

      راه توچال بسیار صعب‌الصعود است.

      The way to Tochal is quite arduous.

      توسعه‌ی راه، سفر را برای مسافران آسان‌تر خواهد کرد.

      The extension of the road will make travel easier for commuters.

      اسم
      فونتیک فارسی / raah /

      distance, farness, walk, remoteness

      distance

      farness

      walk

      remoteness

      مسافت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      او می‌دانست که قبل‌از طی نصف راه دچار گرسنگی خواهد شد.

      He knew he would starve before accomplishing half the distance.

      با پای پیاده تا بیمارستان ده دقیقه راه است.

      The hospital is within a ten minutes walk.

      اسم
      فونتیک فارسی / raah /

      direction, channel, career, course

      direction

      channel

      career

      course

      مسیر

      هنگام محاصره‌ی شهر، رادیو یگانه راه ارتباطی ما بود.

      During the siege of the city, radio was our only channel of communication.

      عاقلانه‌ترین راه

      the wisest course

      اسم
      فونتیک فارسی / raah /

      method, manner, way, means, mode, process, technique, procedure, tactics, approach, discipline

      method

      manner

      way

      means

      mode

      process

      technique

      procedure

      tactics

      approach

      discipline

      روش، شیوه

      ممکن است آشفته به نظر برسم، اما پشت کارها و رفتارهایم منطق دارم؛ من به راه عجیب خودم ایمان دارم.

      I may seem chaotic, but there's a method to my madness. I believe in my strange way.

      او همه‌ی افکار خود را صرف یافتن راه فرار کرد.

      He devoted all his thought to finding a means of escape.

      اسم
      فونتیک فارسی / raah /

      means, option, recourse, choice

      means

      option

      recourse

      choice

      وسیله‌ی دستیابی

      او همیشه به جای رویارویی با چالش‌ها، راه آسان‌تر را انتخاب می‌کند.

      He always takes the soft option instead of facing challenges.

      آن‌ها برای حل اختلاف، به آخرین راه متوسل شدند.

      They made a final recourse to arbitration to settle the dispute.

      اسم
      فونتیک فارسی / raah /

      قدیمی موسیقی tune, musical piece, mode

      tune

      musical piece

      mode

      پرده‌ی موسیقی

      این آهنگ سنتی در راه ماهور است.

      This traditional song is in the Mahur tune.

      نوازنده یک راه زیبا را روی سه‌تار نواخت.

      The musician played a beautiful mode on the sitar.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد راه

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      جاده سبیل سلک شاهراه صراط طریق گذرگاه مسلک مسیر معبر ممر منهاج منهج نهج
      مترادف:
      روال روش شعار شیوه طرز طریقت طریقه منوال
      مترادف:
      رسم عادت
      مترادف:
      مجرا
      مترادف:
      وضع

      سوال‌های رایج راه

      راه به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «راه» در زبان انگلیسی به road، path یا way ترجمه می‌شود.

      «راه» یکی از بنیادی‌ترین واژگان در زبان فارسی است که علاوه بر معنای فیزیکی‌اش، در زبان و فرهنگ ایرانی بار معنایی گسترده و استعاری دارد. در ساده‌ترین تعریف، راه به مسیری گفته می‌شود که انسان یا وسایل نقلیه از آن برای رسیدن به مقصدی استفاده می‌کنند؛ مسیری که می‌تواند خاکی، آسفالت شده، کوهستانی یا شهری باشد. اما در کاربردهای گسترده‌تر، «راه» می‌تواند نماد مسیر زندگی، انتخاب‌ها، هدف‌ها و حتی روش‌ها و شیوه‌ها باشد.

      در زندگی روزمره، راه‌ها امکان اتصال مکان‌ها و جوامع مختلف را فراهم می‌کنند و نقش مهمی در توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایفا می‌نمایند. بدون راه‌ها، ارتباطات دشوار می‌شد و حرکت انسان‌ها، کالاها و ایده‌ها محدود می‌گردید. این موضوع در تاریخ تمدن‌ها همواره مشهود بوده؛ ساختن جاده‌ها و راه‌ها یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای انسان برای تسهیل ارتباطات و گسترش قلمروهای خود بوده است.

      در ادبیات و فرهنگ، راه تصویری قدرتمند و پرمعناست. شاعران و نویسندگان از راه به عنوان نمادی برای مسیر زندگی، سرنوشت، جستجو برای حقیقت یا انتخاب‌های انسانی استفاده کرده‌اند. «راه» در اشعار کلاسیک فارسی، اغلب نشان‌دهنده‌ی سفر روحانی، تلاش برای رسیدن به کمال یا گذر از سختی‌هاست. این استعاره باعث شده که واژه‌ی راه بیش از یک مفهوم فیزیکی، به نمادی فلسفی و انسانی تبدیل شود.

      همچنین، در گفت‌وگوها و جملات روزمره، «راه» می‌تواند به شیوه‌ی انجام کاری یا روش رسیدن به هدف اشاره کند. مثلاً وقتی می‌گوییم «راه حل مشکل» یا «راهکار مناسب»، منظور روش یا تدبیری است که برای حل مسئله به‌کار می‌رود. این کاربرد گسترده نشان‌دهنده انعطاف معنایی این کلمه است که در حوزه‌های مختلف زندگی کاربرد دارد.

      «راه» مفهومی است که هم مادی و هم معنوی را در بر می‌گیرد. این کلمه پلی است میان مکان‌ها و زمان‌ها، میان انتخاب‌ها و سرنوشت‌ها، و میان انسان و جهان پیرامونش. راه‌ها همواره دعوتی برای حرکت، پیشرفت و کشف ناشناخته‌ها هستند؛ نشانه‌ای از زندگی در جریان و تلاش بی‌پایان برای رسیدن به مقصدی بهتر.

      ارجاع به لغت راه

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «راه» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/راه

      لغات نزدیک راه

      • - راوید
      • - راویولی
      • - راه
      • - راه‌آب
      • - راه آب برای آب های زائد سد
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon مرعوب مرغوب سلب امحا امن‌وامان با تمام وجود بچه‌بازی تطبیق دادن تکیه‌کلام جنده‌بازی دیگر ذوق شگفتی جفت جمله
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.