way, road, path, route, highway, pathway, roadway, parkway, freeway, walkway, expressway, superhighway, turnpike, interstate, autobahn, trail, lane
way
road
path
route
highway
pathway
roadway
parkway
freeway
walkway
expressway
superhighway
turnpike
interstate
autobahn
trail
lane
راه توچال بسیار صعبالصعود است.
The way to Tochal is quite arduous.
توسعهی راه، سفر را برای مسافران آسانتر خواهد کرد.
The extension of the road will make travel easier for commuters.
distance, farness, walk, remoteness
distance
farness
walk
remoteness
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او میدانست که قبلاز طی نصف راه دچار گرسنگی خواهد شد.
He knew he would starve before accomplishing half the distance.
با پای پیاده تا بیمارستان ده دقیقه راه است.
The hospital is within a ten minutes walk.
direction, channel, career, course
direction
channel
career
course
هنگام محاصرهی شهر، رادیو یگانه راه ارتباطی ما بود.
During the siege of the city, radio was our only channel of communication.
عاقلانهترین راه
the wisest course
method, manner, way, means, mode, process, technique, procedure, tactics, approach, discipline
method
manner
way
means
mode
process
technique
procedure
tactics
approach
discipline
ممکن است آشفته به نظر برسم، اما پشت کارها و رفتارهایم منطق دارم؛ من به راه عجیب خودم ایمان دارم.
I may seem chaotic, but there's a method to my madness. I believe in my strange way.
او همهی افکار خود را صرف یافتن راه فرار کرد.
He devoted all his thought to finding a means of escape.
means, option, recourse, choice
means
option
recourse
choice
او همیشه به جای رویارویی با چالشها، راه آسانتر را انتخاب میکند.
He always takes the soft option instead of facing challenges.
آنها برای حل اختلاف، به آخرین راه متوسل شدند.
They made a final recourse to arbitration to settle the dispute.
قدیمی موسیقی tune, musical piece, mode
tune
musical piece
mode
این آهنگ سنتی در راه ماهور است.
This traditional song is in the Mahur tune.
نوازنده یک راه زیبا را روی سهتار نواخت.
The musician played a beautiful mode on the sitar.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
کلمهی «راه» در زبان انگلیسی به road، path یا way ترجمه میشود.
«راه» یکی از بنیادیترین واژگان در زبان فارسی است که علاوه بر معنای فیزیکیاش، در زبان و فرهنگ ایرانی بار معنایی گسترده و استعاری دارد. در سادهترین تعریف، راه به مسیری گفته میشود که انسان یا وسایل نقلیه از آن برای رسیدن به مقصدی استفاده میکنند؛ مسیری که میتواند خاکی، آسفالت شده، کوهستانی یا شهری باشد. اما در کاربردهای گستردهتر، «راه» میتواند نماد مسیر زندگی، انتخابها، هدفها و حتی روشها و شیوهها باشد.
در زندگی روزمره، راهها امکان اتصال مکانها و جوامع مختلف را فراهم میکنند و نقش مهمی در توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایفا مینمایند. بدون راهها، ارتباطات دشوار میشد و حرکت انسانها، کالاها و ایدهها محدود میگردید. این موضوع در تاریخ تمدنها همواره مشهود بوده؛ ساختن جادهها و راهها یکی از بزرگترین دستاوردهای انسان برای تسهیل ارتباطات و گسترش قلمروهای خود بوده است.
در ادبیات و فرهنگ، راه تصویری قدرتمند و پرمعناست. شاعران و نویسندگان از راه به عنوان نمادی برای مسیر زندگی، سرنوشت، جستجو برای حقیقت یا انتخابهای انسانی استفاده کردهاند. «راه» در اشعار کلاسیک فارسی، اغلب نشاندهندهی سفر روحانی، تلاش برای رسیدن به کمال یا گذر از سختیهاست. این استعاره باعث شده که واژهی راه بیش از یک مفهوم فیزیکی، به نمادی فلسفی و انسانی تبدیل شود.
همچنین، در گفتوگوها و جملات روزمره، «راه» میتواند به شیوهی انجام کاری یا روش رسیدن به هدف اشاره کند. مثلاً وقتی میگوییم «راه حل مشکل» یا «راهکار مناسب»، منظور روش یا تدبیری است که برای حل مسئله بهکار میرود. این کاربرد گسترده نشاندهنده انعطاف معنایی این کلمه است که در حوزههای مختلف زندگی کاربرد دارد.
«راه» مفهومی است که هم مادی و هم معنوی را در بر میگیرد. این کلمه پلی است میان مکانها و زمانها، میان انتخابها و سرنوشتها، و میان انسان و جهان پیرامونش. راهها همواره دعوتی برای حرکت، پیشرفت و کشف ناشناختهها هستند؛ نشانهای از زندگی در جریان و تلاش بیپایان برای رسیدن به مقصدی بهتر.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «راه» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/راه