آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۱۷ مهر ۱۴۰۴

      روان به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      صفت
      فونتیک فارسی / ravaan /

      flowing, running, fluent soul, fluid, smooth, liquid, facile, eloquent, silver-tongued

      flowing

      running

      fluent soul

      fluid

      smooth

      liquid

      facile

      eloquent

      silver-tongued

      سیال، جاری
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      آب در جوی روان شد.

      Water began flowing in the gutter.

      موسیقی نهرهای روان

      the music of running brooks

      اسم
      فونتیک فارسی / ravaan /

      spirit, soul, vital spirit, breath of life, animating principle, pneuma, anima

      spirit

      soul

      vital spirit

      breath of life

      animating principle

      pneuma

      anima

      روح

      روان او اکنون در آرامش است.

      His soul is now at peace.

      روان او پس‌از از دست دادن دوستش بی‌قرار بود.

      Her spirit was restless after the loss of her friend.

      اسم
      فونتیک فارسی / ravaan /

      psyche, psycho-, mind, intellect, nous

      psyche

      psycho-

      mind

      intellect

      nous

      نیروی ذهنی

      تازه‌ترین اثر این نویسنده تک‌گویی‌ای بود که کاوش و شناسایی عمیقی از روان انسان ارائه می‌کرد.

      The author's latest work was a monolog that offered a deep exploration of the human psyche.

      روان‌درمانی به او کمک کرد تا کشمکش درونی خود را به‌طور مؤثرتری هدایت کند.

      Psychotherapy helped her navigate her inner conflict more effectively.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد روان

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      رقیق سیال مایع
      متضاد:
      جامد
      مترادف:
      جاری ساری متداول
      مترادف:
      جان روح نفس
      مترادف:
      سلیس شیوا
      مترادف:
      راهی روانه عازم
      مترادف:
      لینت نرمی

      ارجاع به لغت روان

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «روان» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/روان

      لغات نزدیک روان

      • - روال همیشگی
      • - روالی
      • - روان
      • - روان آشفتگی
      • - روان آشفتگی الکلی
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      play hard to get days curassow hydride plexus residual retrospection regurgitation shelf life provoking science fiction womenfolk porridge lighthearted skin tone سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.