فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Abominate

əˈbɑːməneɪt əˈbɒməneɪt
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    abominated
  • شکل سوم:

    abominated
  • سوم شخص مفرد:

    abominates
  • وجه وصفی حال:

    abominating

معنی و نمونه‌جمله

  • verb - transitive
    ناپسند شمردن، مکروه دانستن، تنفر داشتن، نفرت کردن
    • - I abominate fair-weather friends.
    • - از دوستان فرصت‌طلب سخت بیزارم.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد abominate

  1. verb detest
    Synonyms: abhor, despise, dislike, hate, loathe

ارجاع به لغت abominate

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «abominate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/abominate

لغات نزدیک abominate

پیشنهاد بهبود معانی