فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Ambient

ˈæmbiənt ˈæmbiənt
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    more ambient
  • صفت عالی:

    most ambient

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • adjective
    محاصره شده، فراگیر، پیرامون، محیط، در همه طرف، هوای اطراف هرچیز، احاطه‌کننده
    • - ambient temperature
    • - حرارت پیرامون (محیط)
    • - It is reported that the ambient air over the city is becoming worse and worse.
    • - گزارش شده که هوای پیرامون شهر درحال بدتر و بدتر شدن است.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت ambient

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «ambient» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/ambient

لغات نزدیک ambient

پیشنهاد بهبود معانی