فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Anguished

ˈæŋɡwɪʃt ˈæŋɡwɪʃt
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • سوم شخص مفرد:

    anguishes
  • وجه وصفی حال:

    anguishing
  • صفت تفضیلی:

    more anguished
  • صفت عالی:

    most anguished

معنی و نمونه‌جمله

  • adjective
    مضطرب، نگران
    • - the hostages' anguished cries
    • - فریادهای اندوه‌بار گروگان‌ها
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد anguished

  1. verb Cause emotional anguish or make miserable
    Synonyms: hurt, tortured, tormented, smitten, struck, scourged, racked, curst, plagued, excruciated, agonized, pained, afflicted
  2. adjective Experiencing intense pain especially mental pain
    Synonyms: tormented, pleasureless, tortured

ارجاع به لغت anguished

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «anguished» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/anguished

لغات نزدیک anguished

پیشنهاد بهبود معانی