آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۲

      Beta

      ˈbeɪtə ˈbiːtə

      شکل جمع:

      betas

      معنی beta | جمله با beta

      noun countable uncountable

      بتا (دومین حرف الفبای یونانی)

      The beta symbol is often used to represent the second letter of the Greek alphabet in mathematical equations.

      از نماد بتا اغلب برای نشان دادن حرف دوم الفبای یونانی در معادلات ریاضی استفاده می‌شود.

      The beta symbol is commonly used in scientific equations and formulas.

      از نماد بتا معمولاً در معادلات و فرمول‌های علمی استفاده می‌شود.

      adjective noun countable

      کامپیوتر بتا (مرحله‌ای از توسعه‌ی محصول به‌ویژه نرم‌افزار که در آن محصول تقریباً کامل است اما هنوز برای عرضه آماده نیست)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کامپیوتر

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      the beta version

      نسخه‌ی بتا

      Our app is still in beta.

      اپلیکیشن ما هنوز در مرحله‌ی بتا قرار دارد.

      adjective noun uncountable

      سلطه‌پذیر، نفر دوم، غیرغالب، غیربرجسته (انسان یا حیوان)

      the beta employee

      کارمند غیربرجسته

      the beta of the group

      نفر دوم گروه

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      beta male

      نر غیرغالب

      noun

      شیمی فیزیک ذره‌ی بتا (گونه‌ای از الکترون یا پوزیترون‌ پرانرژی و پرسرعت)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی شیمی

      مشاهده

      Beta decay

      واپاشی ذرات بتا

      The energy of a beta particle can be calculated using the equation E = mc², where m is the mass of the particle and c is the speed of light.

      انرژی یک ذره‌ی بتا را می‌توان با استفاده از معادله‌ی E = mc² محاسبه کرد که در آن m جرم ذره و c سرعت نور است.

      noun

      (سهام) ضریب بتا

      Beta measures a stock's price volatility.

      ضریب بتا نوسانات قیمت سهام را محاسبه می‌کند.

      The beta of this stock is higher than the market average, indicating higher risk potential.

      ضریب بتای این سهام بالاتر از میانگین بازار است که نشان‌دهنده پتانسیل ریسک بالاتر است.

      noun

      موج بتا (=ریتم بتا)

      Beta waves are a neural oscillation (brainwave) in the brain with a frequency range of between 12.5 and 30 Hz.

      امواج بتا یک نوسان عصبی در مغز با دامنه‌ی فرکانسی بین ۱۲/۵ تا ۳۰ هرتز هستند.

      Beta waves were discovered and named by the German psychiatrist Hans Berger.

      هانس برگر، روان‌پزشک آلمانی، امواج بتا را کشف و نام‌گذاری کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد beta

      1. adjective being tested
        Synonyms:
        testing new experimental unready dubious suspect flaky mostly working pre-release

      سوال‌های رایج beta

      شکل جمع beta چی میشه؟

      شکل جمع beta در زبان انگلیسی betas است.

      ارجاع به لغت beta

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «beta» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/beta

      لغات نزدیک beta

      • - bet one's bottom dollar
      • - bet your boots
      • - beta
      • - beta blocker
      • - beta carotene
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.