آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ مهر ۱۴۰۳

      Boarder

      ˈbɔːrdər ˈbɔːdə

      شکل جمع:

      boarders

      معنی boarder | جمله با boarder

      noun countable

      دانش‌آموز مدرسه‌ی شبانه‌روزی، شاگرد مدرسه‌ی شبانه‌روزی

      Every boarder must follow the dormitory rules.

      همه‌ی دانش‌آموزان باید قوانین خوابگاه را رعایت کند.

      As a boarder, he found it easy to participate in after-school activities.

      به‌عنوان یک دانش‌آموز مدرسه‌ی شبانه‌روزی، شرکت در فعالیت‌های بعد از مدرسه برای او راحت بود.

      noun countable

      «شخصی که هنگام اقامت در جایی، درازای پرداخت پول یا انجام خدمات، وعده‌های غذایی منظم دریافت می‌کند»

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری
      noun countable informal

      ورزش اسنوبردسوار

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      The snowy mountain was filled with excited boarders on the weekend.

      در آخر هفته، این کوه برفی مملو از اسنوبردسواران هیجان‌زده بود.

      The competition drew many skilled boarders from around the country.

      این مسابقه، اسنوبردسواران ماهر بسیاری را از سراسر کشور به خود جذب کرده کرد.

      noun countable

      ورزش اسکیت‌سوار، اسکیت‌بردسوار

      The boarder performed an amazing trick.

      آن اسکیت‌سوار فن شگفت‌انگیزی را اجرا کرد.

      Each boarder showcased their unique style at the skate park.

      در پارک اسکیت، هریک از اسکیت‌سواران سبک منحصربه‌فرد خود را به نمایش گذاشتند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد boarder

      1. noun lodger
        Synonyms:
        guest renter roomer visitor patron paying guest diner
        Antonyms:
        host landlord hostess

      سوال‌های رایج boarder

      شکل جمع boarder چی میشه؟

      شکل جمع boarder در زبان انگلیسی boarders است.

      ارجاع به لغت boarder

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «boarder» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/boarder

      لغات نزدیک boarder

      • - board rubber
      • - board rule
      • - boarder
      • - boarding
      • - boarding card
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.