آیکن بنر

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند

متاسفانه به علت قطعی اینترنت برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ اسفند ۱۴۰۳

    Diner

    ˈdaɪnər ˈdaɪnə

    شکل جمع:

    diners

    معنی diner | جمله با diner

    noun countable

    مشتری، مدعو، کسی که غذا می‌خورد (در رستوران)

    The diner left a generous tip for the waitress.

    مشتری انعام سخاوتمندانه‌ای برای پیشخدمت گذاشت.

    Two of the diners were arrested.

    دو نفر از کسانی که برای خوردن غذا رفته بودند، بازداشت شدند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    The diner enjoyed a delicious burger and fries at the local restaurant.

    مشتری از یک برگر خوش‌مزه و سیب‌زمینی سرخ‌شده در رستوران محلی لذت برد.

    noun countable

    انگلیسی آمریکایی غذاخوری، رستوران کوچک

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    The diner was packed with customers enjoying their meals.

    غذاخوری مملو از مشتریانی بود که از وعده‌های غذایی خود لذت می‌بردند.

    Let's meet at the diner after work.

    بیایید بعداز کار در رستوران کوچکی همدیگر را ببینیم.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    We decided to grab a quick bite at the diner before heading home.

    تصمیم گرفتیم قبل‌از رفتن به خانه، یک غذای سریع در غذاخوری بخوریم.

    noun countable

    واگن غذاخوری، رستوران داخل قطار

    The diner on the train was bustling with hungry passengers.

    واگن غذاخوری قطار مملو از مسافران گرسنه بود.

    The diner was filled with the smell of sizzling bacon and freshly brewed coffee.

    واگن غذاخوری پر از بوی بیکن تند و قهوه‌ی تازه‌دم‌شده بود.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد diner

    1. noun casual restaurant with varied menu
      Synonyms:
      cafe restaurant eatery coffee shop snack bar lunchroom canteen bistro grill sandwich shop fast-food outlet lunch counter booth tearoom eating house concession dump facility saloon greasy spoon hash house automat quick-lunch mess hall lunch wagon chuck wagon ice-cream parlor

    سوال‌های رایج diner

    شکل جمع diner چی میشه؟

    شکل جمع diner در زبان انگلیسی diners است.

    ارجاع به لغت diner

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «diner» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/diner

    لغات نزدیک diner

    • - dine out
    • - dine out on
    • - diner
    • - dineric
    • - dinero
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.