آیکن بنر

ابزارها و امکانات بیشتر در نسخه‌ی جدید اپ اندروید و آیفون

ابزارها و امکانات بیشتر در نسخه‌ی جدید اپ

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ مرداد ۱۴۰۴

      Boneyard

      معنی boneyard | جمله با boneyard

      noun countable

      قبرستان، گورستان

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جواهرات نقره شخصی‌سازی شده
      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      There is a boneyard behind that hill.

      پشت آن تپه یک قبرستان قرار دارد.

      Last night somebody was singing in the boneyard.

      دیشب کسی در قبرستان آواز می‌خواند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد boneyard

      1. noun burial ground
        Synonyms:
        cemetery graveyard resting place eternal home garden God’s acre necropolis grave tomb vault sepulcher crypt memorial park churchyard city of the dead mortuary charnel house catacomb marble town funerary grounds boot hill potter’s field charnel ossuary golgotha polyandrium

      سوال‌های رایج boneyard

      معنی boneyard به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «boneyard» در زبان فارسی به «گورستان» یا «محل انباشت استخوان» ترجمه می‌شود.

      «Boneyard» اصطلاحی است که در اصل به مکانی اشاره دارد که استخوان‌های مردگان یا حیوانات در آن جمع شده‌اند. این واژه اغلب برای اشاره به گورستان‌ها یا قبرستان‌ها به کار می‌رود، اما می‌تواند به هر مکانی اشاره کند که استخوان‌های قدیمی یا باقی‌مانده‌های اسکلت‌ها در آنجا قرار دارند. این مفهوم با بار معنایی نسبتاً سنگین و گاه رازآلود همراه است و در ادبیات و فرهنگ عامه نیز کاربردهای متفاوت و نمادینی پیدا کرده است.

      در بسیاری از فرهنگ‌ها، «boneyard» به عنوان نمادی از پایان زندگی و مرگ شناخته می‌شود و یادآور گذر زمان و ناپایداری هستی است. این مکان‌ها معمولاً محل احترام و یادبود برای مردگان به شمار می‌روند و اغلب با مراسم خاص و آداب سنتی همراه هستند. اهمیت چنین مکان‌هایی در حفظ حافظه تاریخی و هویت فرهنگی جوامع قابل توجه است، زیرا گورستان‌ها نه تنها محلی برای دفن اموات، بلکه فضای یادآوری و ارتباط با گذشته نیز محسوب می‌شوند.

      از منظر فرهنگی و هنری، «boneyard» گاهی در متون داستانی، فیلم‌ها و موسیقی به‌عنوان نمادی از ترس، راز، یا حتی تولدی دوباره به کار می‌رود. این واژه می‌تواند فضای مرموز و گاه دلهره‌آوری را ایجاد کند که بر احساسات عمیق انسانی مانند فقدان، تأمل در زندگی و مرگ، و تلاش برای یافتن معنا در برابر ناپایداری زندگی تأکید دارد. در چنین کاربردهایی، «boneyard» فراتر از یک مکان فیزیکی به مفهومی فلسفی و هنری بدل می‌شود.

      در برخی موارد، این اصطلاح به مکان‌هایی غیرمعمول نیز اطلاق می‌شود، مانند محل انباشت یا انبار وسایل قدیمی، فرسوده یا دورریختنی که به صورت استعاری به «boneyard» تشبیه شده‌اند. به عنوان مثال، در صنعت هوافضا، «boneyard» به مکانی گفته می‌شود که هواپیماهای مستعمل یا بازنشسته در آن نگهداری می‌شوند تا یا بازیافت شوند یا قطعاتشان استفاده گردد.

      «boneyard» واژه‌ای است که هم در معنای دقیق و فیزیکی خود و هم به شکل استعاری، مفاهیمی عمیق درباره زندگی، مرگ، حافظه و گذر زمان را منتقل می‌کند. این واژه در زبان انگلیسی بار معنایی گسترده و کاربردهای متنوعی دارد که بسته به زمینه‌ی استفاده، می‌تواند تداعی‌کننده‌ی احساسات و تصاویری متفاوت باشد.

      ارجاع به لغت boneyard

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «boneyard» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/boneyard

      لغات نزدیک boneyard

      • - boneshaker
      • - boney
      • - boneyard
      • - bonfire
      • - Bonfire Night
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      loco auto sunscreen grundnorm cyst fishhook exchangee panto ped post pro UN Fri. Prot start-up شکست غصب شیرجه شیرجه رفتن مسیر پرتابی طوفان فکری مصفا کردن معارفه‌ای معالجه‌ناپذیر کاوش ملخ رشوه مایع همبستگی جلق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.