آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ مرداد ۱۴۰۴

    Boneyard

    معنی boneyard | جمله با boneyard

    noun countable

    قبرستان، گورستان

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    There is a boneyard behind that hill.

    پشت آن تپه یک قبرستان قرار دارد.

    Last night somebody was singing in the boneyard.

    دیشب کسی در قبرستان آواز می‌خواند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد boneyard

    1. noun burial ground
      Synonyms:
      cemetery graveyard resting place eternal home garden God’s acre necropolis grave tomb vault sepulcher crypt memorial park churchyard city of the dead mortuary charnel house catacomb marble town funerary grounds boot hill potter’s field charnel ossuary golgotha polyandrium

    سوال‌های رایج boneyard

    معنی boneyard به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «boneyard» در زبان فارسی به «گورستان» یا «محل انباشت استخوان» ترجمه می‌شود.

    «Boneyard» اصطلاحی است که در اصل به مکانی اشاره دارد که استخوان‌های مردگان یا حیوانات در آن جمع شده‌اند. این واژه اغلب برای اشاره به گورستان‌ها یا قبرستان‌ها به کار می‌رود، اما می‌تواند به هر مکانی اشاره کند که استخوان‌های قدیمی یا باقی‌مانده‌های اسکلت‌ها در آنجا قرار دارند. این مفهوم با بار معنایی نسبتاً سنگین و گاه رازآلود همراه است و در ادبیات و فرهنگ عامه نیز کاربردهای متفاوت و نمادینی پیدا کرده است.

    در بسیاری از فرهنگ‌ها، «boneyard» به عنوان نمادی از پایان زندگی و مرگ شناخته می‌شود و یادآور گذر زمان و ناپایداری هستی است. این مکان‌ها معمولاً محل احترام و یادبود برای مردگان به شمار می‌روند و اغلب با مراسم خاص و آداب سنتی همراه هستند. اهمیت چنین مکان‌هایی در حفظ حافظه تاریخی و هویت فرهنگی جوامع قابل توجه است، زیرا گورستان‌ها نه تنها محلی برای دفن اموات، بلکه فضای یادآوری و ارتباط با گذشته نیز محسوب می‌شوند.

    از منظر فرهنگی و هنری، «boneyard» گاهی در متون داستانی، فیلم‌ها و موسیقی به‌عنوان نمادی از ترس، راز، یا حتی تولدی دوباره به کار می‌رود. این واژه می‌تواند فضای مرموز و گاه دلهره‌آوری را ایجاد کند که بر احساسات عمیق انسانی مانند فقدان، تأمل در زندگی و مرگ، و تلاش برای یافتن معنا در برابر ناپایداری زندگی تأکید دارد. در چنین کاربردهایی، «boneyard» فراتر از یک مکان فیزیکی به مفهومی فلسفی و هنری بدل می‌شود.

    در برخی موارد، این اصطلاح به مکان‌هایی غیرمعمول نیز اطلاق می‌شود، مانند محل انباشت یا انبار وسایل قدیمی، فرسوده یا دورریختنی که به صورت استعاری به «boneyard» تشبیه شده‌اند. به عنوان مثال، در صنعت هوافضا، «boneyard» به مکانی گفته می‌شود که هواپیماهای مستعمل یا بازنشسته در آن نگهداری می‌شوند تا یا بازیافت شوند یا قطعاتشان استفاده گردد.

    «boneyard» واژه‌ای است که هم در معنای دقیق و فیزیکی خود و هم به شکل استعاری، مفاهیمی عمیق درباره زندگی، مرگ، حافظه و گذر زمان را منتقل می‌کند. این واژه در زبان انگلیسی بار معنایی گسترده و کاربردهای متنوعی دارد که بسته به زمینه‌ی استفاده، می‌تواند تداعی‌کننده‌ی احساسات و تصاویری متفاوت باشد.

    ارجاع به لغت boneyard

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «boneyard» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/boneyard

    لغات نزدیک boneyard

    • - boneshaker
    • - boney
    • - boneyard
    • - bonfire
    • - Bonfire Night
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.