Break Into A Run

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

collocation
به دویدن افتادن، ناگهان شروع به دویدن کردن link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالوکیشن‌های کاربردی سطح پیشرفته

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
- The horse broke into a run as soon as it left the gate.
- اسب به محض خروج از دروازه به دویدن افتاد.
- Seeing the police, the thief broke into a run.
- دزد با دیدن پلیس ناگهان شروع به دویدن کرد.
پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت break into a run

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «break into a run» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/break-into-a-run

لغات نزدیک break into a run

پیشنهاد بهبود معانی