Circumvolve

آخرین به‌روزرسانی:

معنی

verb - transitive verb - intransitive
چرخیدن، دور گشتن، دور زدن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد circumvolve

  1. verb to move or cause to move in circles or around an axis
    Synonyms:
    turn rotate wheel revolve circle gyrate orbit

ارجاع به لغت circumvolve

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «circumvolve» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/circumvolve

لغات نزدیک circumvolve

پیشنهاد بهبود معانی