آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ مرداد ۱۴۰۴

      Colorist

      توضیحات:

      این لغت در انگلیسی بریتانیایی به‌صورتِ colourist نوشته می‌شود.

      معنی colorist | جمله با colorist

      noun countable

      هنرمند نقاش

      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      My father is a skillful colorist.

      پدرم هنرمند نقاش ماهری است.

      As a colourist, he has no rivals.

      به‌عنوانِ هنرمند نقاش، بی‌رقیب است.

      noun countable

      (کسی که به نقاشی‌های کمیک یا رمان گرافیکی یا انیمیشن یا فیلم رنگ می‌بخشد) رنگ‌پرداز، رنگ‌پاش

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      He is a renowned comic-book colourist.

      او رنگ‌پرداز مشهور کتاب‌های کمیک است.

      As a colourist, he has the ability to add colour and contrast to an old films.

      او به‌عنوانِ رنگ‌پاش، توانایی اضافه‌کردنِ رنگ و کنتراست به فیلم‌های قدیمی را دارد.

      noun countable

      (کسی که کارش تغییر رنگ موی افراد است) رنگ‌کار

      She was a colourist at a London hair salon.

      او در آرایشگاهی در لندن رنگ‌کار بود.

      Susan's colourist opted for a mix of golden brown and natural dark brown.

      رنگ‌کار سوزان ترکیبی از قهوه‌ای طلایی و قهوه‌ای تیره‌ی طبیعی را انتخاب کرد.

      adjective

      (ضد افراد سیاه‌پوست) رنگی

      colorist comments

      کامنت‌های ضد افراد سیاه‌پوست

      We should not have colourist views.

      ما نباید دیدگاه‌های رنگی داشته باشیم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      لغات هم‌خانواده colorist

      noun
      color, coloring, coloration, colorant, colorist
      adjective
      colored, discolored, colorful, multicolored, color
      verb - transitive
      color
      adverb
      colorfully

      سوال‌های رایج colorist

      معنی colorist به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «colorist» در زبان فارسی به «رنگ‌شناس»، «رنگ‌کار» یا «متخصص رنگ» ترجمه می‌شود.

      بسته به حوزه‌ی کاربرد، این واژه می‌تواند به معنای هنرمندی باشد که در استفاده و ترکیب رنگ‌ها مهارت ویژه دارد، یا به فردی اشاره کند که در صنایع مختلف مانند چاپ، مد، طراحی، آرایشگری و حتی فیلم‌سازی مسئولیت کار با رنگ‌ها را بر عهده می‌گیرد.

      در هنرهای تجسمی، «colorist» بیشتر به نقاشانی گفته می‌شود که توجه اصلی خود را به انتخاب و به‌کارگیری رنگ‌ها معطوف می‌کنند. این هنرمندان باور دارند که رنگ، نه صرفاً ابزاری برای بازنمایی واقعیت، بلکه عاملی مستقل برای بیان احساسات و خلق فضاهای جدید است. برخی نقاشان مشهور تاریخ، به دلیل شیوه‌ی ویژه‌ی استفاده از رنگ، به عنوان «colorist» شناخته می‌شوند. در این معنا، رنگ فراتر از خطوط و اشکال، حامل بار عاطفی و معنایی اثر هنری می‌گردد.

      در صنعت چاپ و طراحی گرافیک، «colorist» فردی است که وظیفه‌ی انتخاب پالت رنگی مناسب و ایجاد هماهنگی میان رنگ‌ها را دارد. چنین تخصصی به‌ویژه در تولید کتاب‌های مصور، کمیک‌ها، مجلات و حتی تبلیغات تجاری اهمیت فراوان دارد. یک رنگ‌کار حرفه‌ای باید علاوه بر شناخت علمی رنگ‌ها و تأثیر روان‌شناختی آن‌ها، به ابزارهای دیجیتال و نرم‌افزارهای طراحی نیز مسلط باشد تا بتواند بهترین نتیجه‌ی بصری را خلق کند.

      در حوزه‌ی مد و زیبایی، «colorist» به متخصصی گفته می‌شود که در رنگ‌آمیزی مو یا انتخاب ترکیب رنگی لباس‌ها و آرایش تسلط دارد. در این زمینه، شناخت تناسب رنگ‌ها با رنگ پوست، چشم و سایر ویژگی‌های ظاهری افراد اهمیت زیادی پیدا می‌کند. یک رنگ‌کار ماهر می‌تواند با انتخاب درست، جلوه‌ای تازه و متفاوت به ظاهر فرد ببخشد و درک او از زیبایی شخصی را ارتقا دهد.

      حتی در سینما و تلویزیون نیز نقش «colorist» بسیار پررنگ است. در مرحله‌ی پس‌تولید فیلم، این فرد با استفاده از تکنیک‌های تصحیح رنگ (color grading) حال‌وهوای عاطفی صحنه‌ها را شکل می‌دهد. برای مثال، استفاده از رنگ‌های سرد می‌تواند فضای غمگین و جدی ایجاد کند، در حالی که رنگ‌های گرم حالتی پرانرژی و شاد به فیلم می‌بخشند. این نشان می‌دهد که «colorist» نه تنها یک تکنسین، بلکه یک هنرمند تمام‌عیار است که بر تجربه‌ی مخاطب تأثیر مستقیم دارد.

      «colorist» را می‌توان متخصصی دانست که با درک عمیق از رنگ‌ها و اثرات آن‌ها بر ذهن و احساس انسان، توانایی خلق یا تغییر فضا، تصویر و تجربه‌ی بصری را دارد. چه در نقاشی و چه در طراحی صنعتی، مد یا سینما، این مهارت نقشی اساسی در شکل‌دهی به زیبایی و هویت آثار ایفا می‌کند.

      ارجاع به لغت colorist

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «colorist» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/colorist

      لغات نزدیک colorist

      • - coloring
      • - coloring book
      • - colorist
      • - coloristic
      • - colorize
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      mast fiord mega metro midi pancake conversant missing get butt plaid call in sick collected solicitation clothe اعمال اشغال برازنده پهلوان‌پنبه سنگ‌پا سنگر سرنگون سرنگون شدن سرنگونی دینار رستم زیرک زیرکانه خستگی‌ناپذیری آب خوردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.