آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ آبان ۱۴۰۴

    Communicable

    kəˈmjuːnɪkəbl kəˈmjuːnɪkəbl

    معنی communicable | جمله با communicable

    adjective

    قابل‌ارتباط، مسری

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    Tuberculosis is a highly communicable disease.

    سل مرضی بسیار واگیر (دار) است.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد communicable

    1. adjective able to be contracted
      Synonyms:
      catching infectious contagious transferable transmittable communicative taking pandemic expansive
      Antonyms:
      noncontagious noncommunicable incontractable

    سوال‌های رایج communicable

    معنی communicable به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «communicable» در زبان فارسی به «واگیر» یا «قابل انتقال» ترجمه می‌شود و بیشتر در زمینه پزشکی و علوم بهداشتی به کار می‌رود.

    این صفت برای توصیف بیماری‌ها یا شرایطی استفاده می‌شود که قابلیت انتقال از یک فرد به فرد دیگر یا از یک موجود زنده به دیگری را دارند. به عبارت دیگر، «communicable» نشان‌دهنده‌ی بیماری‌هایی است که از طریق تماس مستقیم، هوا، آب، غذا یا ناقلان مثل حشرات قابل سرایت هستند.

    از نظر ریشه‌شناسی، «communicable» از ریشه‌ی لاتین communicare به معنای «به اشتراک گذاشتن» یا «انتقال دادن» گرفته شده است. پس معنای اصلی این واژه «قابل به اشتراک گذاشتن» یا «قابل انتقال» است که در علوم پزشکی به‌طور ویژه برای بیماری‌ها به کار می‌رود. این واژه نقش مهمی در بهداشت عمومی دارد و به دسته‌بندی بیماری‌ها کمک می‌کند تا اقدامات پیشگیری و کنترل مناسب انجام شود.

    در حوزه سلامت، بیماری‌های واگیر یا communicable diseases شامل مواردی مانند سرماخوردگی، آنفلوآنزا، سل، هپاتیت، HIV و بیماری‌های منتقله از طریق آب و غذا می‌شوند. شناخت بیماری‌های واگیر اهمیت زیادی دارد زیرا پیشگیری از شیوع آن‌ها نیازمند رعایت بهداشت فردی، واکسیناسیون، قرنطینه و آموزش عمومی است. مقابله با بیماری‌های communicable یکی از چالش‌های اصلی سیستم‌های بهداشتی در سراسر جهان به شمار می‌آید.

    از نظر فرهنگی و اجتماعی، آگاهی از مفهوم «communicable» و بیماری‌های واگیر باعث می‌شود که افراد مسئولیت بیشتری در حفظ سلامت خود و دیگران داشته باشند. این واژه در رسانه‌ها، آموزش‌های بهداشتی و سیاست‌های عمومی بسیار شنیده می‌شود و نقش مهمی در اطلاع‌رسانی و پیشگیری از بیماری‌ها ایفا می‌کند. به همین دلیل، فهم درست این کلمه و کاربردهای آن برای همه افراد ضروری است.

    کلمه‌ی «communicable» نمادی از مفهومی است که به سلامت جمعی و اهمیت پیشگیری از بیماری‌ها اشاره دارد. آشنایی با این واژه برای زبان‌آموزان و علاقه‌مندان به علوم پزشکی، سلامت عمومی و محیط زیست اهمیت دارد و کمک می‌کند تا درک بهتری از متون تخصصی و گفتارهای مرتبط با بهداشت داشته باشند و بتوانند در موقعیت‌های مختلف درباره موضوعات سلامت به‌درستی صحبت کنند.

    ارجاع به لغت communicable

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «communicable» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/communicable

    لغات نزدیک communicable

    • - commune with oneself
    • - communicability
    • - communicable
    • - communicant
    • - communicate
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.