آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ مرداد ۱۴۰۴

    Communicator

    kəˈmjuːnəkeɪt̬ər kəˈmjuːnəkeɪtə

    معنی communicator | جمله با communicator

    noun countable

    آدم خوش‌بیان، آدم روشن‌بیان، شارح تردست، منتقل‌کننده‌ی پیام

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    Being a communicator, Mary can easily convey complex concepts to her colleagues.

    مری به عنوان فردی روشن‌بیان، می‌تواند مفاهیم پیچیده را به‌راحتی به همکاران خود منتقل کند.

    A good communicator can bridge the gap between different cultures and help promote understanding and empathy.

    منتقل‌کننده‌ی پیام خوب می‌تواند شکاف بین فرهنگ‌های مختلف را پر کند و به ترویج درک و همدلی کمک کند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    لغات هم‌خانواده communicator

    noun
    communication, communicator
    adjective
    communicative
    verb - transitive
    communicate

    سوال‌های رایج communicator

    معنی communicator به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «Communicator» در زبان فارسی به «ارتباط‌گر» یا «ارتباط‌ساز» ترجمه می‌شود.

    «ارتباط‌گر» به فردی گفته می‌شود که توانایی انتقال پیام‌ها، ایده‌ها، احساسات و اطلاعات را به شکلی موثر و قابل فهم دارد. این مهارت در هر زمینه‌ای، از روابط شخصی گرفته تا محیط‌های کاری و اجتماعی، اهمیت فراوانی دارد و نقش کلیدی در برقراری ارتباطات موفق ایفا می‌کند. یک ارتباط‌گر خوب قادر است پیام خود را به گونه‌ای بیان کند که مخاطب را جذب کند، سوءتفاهم‌ها را کاهش دهد و رابطه‌ای مثبت و سازنده ایجاد نماید.

    از دیدگاه روانشناسی و علوم ارتباطات، مهارت‌های یک ارتباط‌گر شامل گوش دادن فعال، بیان واضح، همدلی، مدیریت هیجانات و استفاده از زبان بدن مناسب است. این توانمندی‌ها به فرد کمک می‌کنند تا پیام‌های خود را به طور مؤثر منتقل کرده و درک متقابل بین افراد را افزایش دهد. همچنین، ارتباط‌گرها نقش واسطه یا پل ارتباطی بین گروه‌ها و افراد مختلف را بر عهده دارند.

    در محیط‌های کاری و سازمانی، نقش ارتباط‌گر بسیار حیاتی است، زیرا ارتباطات موثر باعث هماهنگی بهتر تیم‌ها، بهبود همکاری‌ها و افزایش بهره‌وری می‌شود. مدیران، سخنرانان، مشاوران و حتی فروشندگان از جمله افرادی هستند که به مهارت‌های ارتباطی قوی نیاز دارند تا بتوانند اهداف سازمانی را به نحو مطلوب تحقق بخشند.

    ارتباط‌گرها علاوه بر مهارت‌های کلامی، به مهارت‌های نوشتاری و دیجیتال نیز نیازمندند، زیرا دنیای امروز ارتباطات به طور گسترده‌ای در فضای مجازی و رسانه‌های مختلف شکل می‌گیرد. توانایی استفاده از ابزارهای مختلف ارتباطی مانند ایمیل، شبکه‌های اجتماعی و نرم‌افزارهای کنفرانس ویدئویی از جمله مهارت‌های ضروری در این حوزه است.

    «Communicator» یا ارتباط‌گر فردی است که با بهره‌گیری از مهارت‌های کلامی، شنیداری و بین‌فردی، می‌تواند ارتباط مؤثر و سازنده‌ای برقرار کند و به بهبود روابط فردی و اجتماعی کمک نماید. شناخت اهمیت این نقش و تلاش برای بهبود مهارت‌های ارتباطی، کلید موفقیت در بسیاری از جنبه‌های زندگی فردی و حرفه‌ای است.

    ارجاع به لغت communicator

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «communicator» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/communicator

    لغات نزدیک communicator

    • - communications
    • - communicative
    • - communicator
    • - communion
    • - communique
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    forfeiture fordo foremost awakening Jesus Christ me mrs position chasten Dom chaparral update appetizing aerosol convenience بی ریش آیلتس بیابان بی‌خود بیرون مد روز بیسکویت ترد بیهوش کردن بیل بی‌تاب بی‌تابی بی‌تربیت بی‌حس بی‌خبر بی‌خیال
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.