ترجمه و بهبود متون فارسی و انگلیسی با استفاده از هوش مصنوعی (AI)

Coral

ˈkɔː- / / ˈkɑː- ˈkɒrəl
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    corals

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • noun uncountable C2
    جانورشناسی مرجان، بسد (مرجان‌ها ترکیبی از پولیپ‌های مرجانی زنده و یک میکروجلبک تک سلولی هم‌زیست به نام زوگزانتله هستند.)
    • - Each species of coral has its own characteristic color.
    • - هریک از گونه‌های مرجان رنگ ویژه‌ی خود را دارد.
    • - The coral in the aquarium added a pop of color to the room.
    • - مرجان موجود در آکواریوم رنگ محبوبی به اتاق اضافه کرد.
  • adjective noun uncountable
    رنگ مرجانی
    • - a coral necklace
    • - گردنبند مرجانی
    • - my lover's coral lips
    • - لب‌های مرجانی دلدار من
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد coral

  1. noun The hard stony skeleton of a Mediterranean coral that has a delicate red or pink color and is used for jewelry
    Synonyms: flesh, limestone, madrepora, red coral, flesh-colored, madrepore, pink, polyp, peach, red, skeleton, zoophyte, seashell, precious coral

ارجاع به لغت coral

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «coral» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/coral

لغات نزدیک coral

پیشنهاد بهبود معانی