آیکن بنر

‫تصحیح و ‫تحلیل کامل‬ رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

‫تصحیح و ‫تحلیل رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ مرداد ۱۴۰۵

      Desk

      desk desk

      شکل جمع:

      desks

      معنی desk | جمله با desk

      noun countable A1

      میز تحریر، میز کار، میز

      desk, میز تحریر، میز کار، میز
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      She sat behind her desk and wrote two letters.

      او پشت میز کارش نشست و دو نامه نوشت.

      She cleared her desk at the end of the day.

      در پایان روز، میز تحریرش را مرتب کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The desk has three drawers for storing stationery.

      این میز کار سه کشو برای نگهداری نوشت‌افزار دارد.

      There is a small plant on the corner of my desk.

      یک گلدان کوچک در گوشه‌ی میز کارم قرار دارد.

      an office desk

      میز اداره

      a speaker's desk

      میز سخنران

      an information desk

      میز اطلاعات

      a desk job

      پشت‌ میزنشینی، کار پشت میزی، کار دفتری

      noun countable A2

      پیشخوان، باجه (در هتل، فرودگاه و ...)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      The hotel desk can arrange a taxi for you.

      پیشخوان هتل می‌تواند برای شما تاکسی بگیرد.

      The check-in desk opens at 2 PM.

      باجه‌ی پذیرش ساعت ۱۴ باز می‌شود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Please leave your luggage at the reception desk.

      لطفاً چمدان‌تان را در پیشخوان پذیرش بگذارید.

      She asked for directions at the information desk.

      او از باجه‌ی اطلاعات درباره‌ی مسیر سؤال کرد.

      noun countable B2

      دفتر، بخش، دپارتمان (قسمتی از یک شرکت یا سازمان)

      If I'm not in, leave a message at the hotel desk.

      اگر نبودم در دفتر هتل پیام بگذارید.

      He is in charge of the city desk.

      او مسئول بخش شهری است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Call the hotel desk and ....

      به دفتر هتل زنگ بزن و ....

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد desk

      1. noun table
        Synonyms:
        counter workspace school desk writing desk secretary lecturn reading stand escritoire davenport rolltop

      Collocations

      clear your desk

      میز خود را مرتب کردن/خلوت کردن

      سوال‌های رایج desk

      معنی desk به فارسی چی میشه؟

      کلمه "desk" در زبان انگلیسی به معنای "میز" است و به طور خاص به میزی اشاره دارد که معمولاً برای کار، مطالعه، نوشتن یا انجام فعالیت‌های اداری استفاده می‌شود. این واژه از زبان فرانسوی به انگلیسی وارد شده و ریشه آن به کلمه "desque" که به معنای "میز" است، برمی‌گردد. در ادامه به توضیحات بیشتری درباره معانی، انواع و نکات جالب مرتبط با "desk" خواهیم پرداخت.

      معانی و کاربردها

      1. میز کار: اکثر مردم "desk" را به عنوان یک میز کار می‌شناسند که در ادارات، مدارس و خانه‌ها استفاده می‌شود. این نوع میز معمولاً دارای کشو، قفسه و فضای کافی برای قرار دادن کامپیوتر، کاغذ و سایر وسایل کاری است.

      2. میز تحریر: نوعی از میز که بیشتر در محیط‌های آموزشی و برای نوشتن استفاده می‌شود. این میز ممکن است طراحی ساده‌تری داشته باشد و معمولاً مناسب برای کارهای نوشتاری است.

      3. میز پذیرش: در هتل‌ها، دفاتر و یا مکان‌های عمومی، "desk" می‌تواند به میز پذیرش اشاره کند که در آن کارکنان به مسافران یا مراجعه‌کنندگان خدمات ارائه می‌دهند.

      انواع میزها

      میزها انواع مختلفی دارند که هر کدام برای مقاصد خاصی طراحی شده‌اند:

      - میز اداری: برای کار در دفاتر و محیط‌های رسمی.

      - میز تحریر: برای دانش‌آموزان و دانشجویان.

      - میز کنفرانس: برای جلسات و مباحثات گروهی.

      - میز لپ‌تاپ: طراحی شده برای افرادی که از لپ‌تاپ استفاده می‌کنند.

      - میز کامپیوتر: با طراحی خاص برای قرار دادن کامپیوتر و لوازم جانبی آن.

      نکات جالب

      1. تاریخچه: استفاده از میز به عنوان یک وسیله برای کار به قرن‌ها پیش برمی‌گردد. در گذشته، میزها بیشتر از چوب ساخته می‌شدند و طراحی‌های ساده‌ای داشتند.

      2. تأثیر بر کارایی: مطالعات نشان داده‌اند که طراحی و چیدمان میز کار می‌تواند تأثیر زیادی بر کارایی و سلامت روانی فرد داشته باشد. به عنوان مثال، نور مناسب و نظم در وسایل می‌تواند موجب افزایش تمرکز شود.

      3. میزهای هوشمند: با پیشرفت تکنولوژی، میزهای هوشمند به بازار آمده‌اند که قابلیت تنظیم ارتفاع، شارژ بی‌سیم دستگاه‌ها و حتی قابلیت اتصال به اینترنت را دارند.

      4. تأثیر بر سلامتی: نشستن طولانی‌مدت پشت میز می‌تواند به مشکلات جسمانی مانند کمر درد و مشکلات گردن منجر شود. به همین دلیل، استفاده از میزهای ایستاده و حرکات کششی در طول روز پیشنهاد می‌شود.

      5. میز و فرهنگ: در برخی فرهنگ‌ها، نوع و طراحی میز می‌تواند نشان‌دهنده وضعیت اجتماعی یا فرهنگی فرد باشد. به عنوان مثال، میزهای بزرگ و مجلل در دفاتر مدیران نشانه‌ای از قدرت و موقعیت آن‌هاست.

      شکل جمع desk چی میشه؟

      شکل جمع desk در زبان انگلیسی desks است.

      ارجاع به لغت desk

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «desk» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/desk

      لغات نزدیک desk

      • - desist
      • - desistance
      • - desk
      • - desk calculator
      • - desk jockey
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت am و pm چیست؟

      تفاوت some و any چیست؟

      تفاوت little و a little چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      monkey puzzle oak pine orange poplar spruce euonymus walnut willow yew hazel weeping willow black oak aggregate concealer اصلا اسکیزوفرنی اتفاق ابتدا اسفنج آباد الماس علامت تعجب آلبالو آز برافراشته بلندقامت بی‌صبرانه بیمار پدید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.