آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ تیر ۱۴۰۴

    Dr

    معنی Dr | جمله با Dr

    abbreviation noun A2

    پزشکی دکتر (dr یا .dr) (Doctor) (پیش از نام دکتر می‌آید)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

    مشاهده

    Dr Edwards

    دکتر ادواردز

    Dr. Neil

    دکتر نیل

    abbreviation

    بدهکار، مقروض (dr) (debtor)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    The dr is responsible for repaying the loan to the bank.

    بدهکار مسئول بازپرداخت وام به بانک است.

    It is important for individuals to manage their finances wisely and avoid becoming a dr.

    برای افراد مهم است که امور مالی خود را عاقلانه مدیریت کنند و از تبدیل شدن به مقروض اجتناب کنند.

    abbreviation

    دراخما (dr) (drachma) (واحد پیشین پول یونان)

    The dr was the official currency of Greece before it was replaced by the euro.

    واحد پول رسمی یونان پیش از آنکه یورو جایگزین آن شود، دراخما بود.

    The value of the dr fluctuated greatly during times of economic instability.

    ارزش دراخما در دوران بی‌ثباتی اقتصادی نوسان زیادی داشت.

    abbreviation

    درم (dr) (dram) (یکای اندازه‌گیری جرم برابر با ۱٫۷۷۱۸۴۵۱۹۵۳۱۲۵ گرم یا یک‌شانزدهم اونس)

    He bought a small bag of spices, which contained approximately 5 dr altogether.

    او یک کیسه‌ی کوچک ادویه خرید که روی‌هم‌رفته حدود ۵ درم بود.

    The jeweler carefully placed each precious stone, weighing less than half a dr.

    جواهرساز با دقت هر سنگ قیمتی که کمتر از نیم درم وزن داشت قرار داد.

    abbreviation

    درایو (بخشی از نام معبر) (dr) (drive)

    He lives on Maple Drive.

    او در Maple Drive زندگی می‌کند.

    The store is located at the end of Pine Drive.

    فروشگاه در انتهای Pine Drive واقع شده است.

    abbreviation

    بشکه (dr) (drum)

    A leak in the dr caused an environmental hazard.

    نشتی در بشکه باعث ایجاد خطرات زیست‌محیطی شد.

    The dr of oil was carefully transported to the refinery.

    بشکه‌ی نفت خام با دقت به پالایشگاه منتقل شد.

    abbreviation

    ناوبری کور (DR) (dead reckoning)

    Knowing how to use DR can be a lifesaver.

    دانستن نحوه‌ی استفاده از ناوبری کور می‌تواند نجات‌بخش باشد.

    The ancient mariners had no GPS, so they relied on DR for navigation.

    دریانوردان باستانی GPS نداشتند، بنابراین برای ناوبری به ناوبری کور متکی بودند.

    abbreviation

    اتاق ناهارخوری (DR) (dining room)

    We gathered in the DR to enjoy a delicious meal together.

    در اتاق ناهارخوری جمع شدیم تا با هم از غذای خوشمزه لذت ببریم.

    The DR was beautifully decorated.

    اتاق ناهارخوری به‌زیبایی آراسته شده بود.

    abbreviation

    کشور جمهوری دومینیکن (DR) (Dominican Republic)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کشور

    مشاهده

    Have you ever been to the DR?

    آیا تا‌به‌حال به جمهوری دومینیکن رفته‌اید؟

    Many tourists flock to the DR.

    گردشگران بسیاری به جمهوری دومینیکن سرازیر می‌شوند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد Dr

    1. noun a licensed medical practitioner
      Synonyms:
      doctor physician doc md medico

    سوال‌های رایج Dr

    معنی Dr به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «Dr» در زبان فارسی به «دکتر» ترجمه می‌شود.

    عنوان «دکتر» معمولاً به فردی گفته می‌شود که در حوزه‌ی پزشکی آموزش دیده و تخصص دارد و مجاز به ارائه خدمات درمانی به بیماران است. این عنوان نشان‌دهنده‌ی سطح بالای دانش، مهارت و تجربه‌ی فرد در علم پزشکی است و احترام و اعتماد عمومی را به دنبال دارد. پزشکان نقش کلیدی در حفظ سلامت جامعه، پیشگیری از بیماری‌ها، تشخیص و درمان مشکلات جسمی و روانی ایفا می‌کنند و اغلب پس از سال‌ها تحصیل، کارآموزی و گذراندن دوره‌های تخصصی به این مقام می‌رسند.

    اما کاربرد عنوان «دکتر» محدود به پزشکان نیست. در نظام آموزش عالی، افرادی که موفق به اخذ بالاترین درجه علمی یعنی «دکتری» (PhD) در رشته‌های مختلف علمی، فنی، انسانی، هنری و ... می‌شوند، نیز این عنوان را به‌عنوان نشانه‌ای از تخصص و دانش عمیق خود دریافت می‌کنند. این دسته از دکترها ممکن است در دانشگاه‌ها، مراکز تحقیقاتی، موسسات دولتی یا خصوصی به تدریس، پژوهش و مشاوره علمی بپردازند و نقش مهمی در پیشرفت دانش و فناوری ایفا کنند.

    در ارتباطات رسمی و نوشتاری، پیشوند «Dr» قبل از نام افراد قرار می‌گیرد تا مقام علمی یا حرفه‌ای آن‌ها را نشان دهد. این پیشوند در بسیاری از کشورها رسمیت دارد و در مدارک، نامه‌ها، سخنرانی‌ها و معرفی افراد به‌کار می‌رود. در زبان فارسی نیز معمولاً «دکتر» قبل از نام و نام خانوادگی افراد آورده می‌شود تا نشان‌دهنده‌ی احترام و شناخت حرفه‌ای آن‌ها باشد.

    از نظر فرهنگی، عنوان دکتر نمادی از تخصص، مسئولیت‌پذیری، تلاش علمی و تعهد به خدمت به جامعه است. دریافت این عنوان معمولاً به سختی‌های فراوانی نیاز دارد و نشان‌دهنده‌ی جایگاه برجسته فرد در زمینه تخصصی‌اش است. این موضوع باعث شده که در بسیاری از جوامع، عنوان دکتر به عنوان یک نماد اجتماعی و علمی ارزشمند شناخته شود.

    «Dr» یا «دکتر» نه تنها یک عنوان علمی و حرفه‌ای، بلکه نشانه‌ای از اعتبار، اعتماد و مسئولیت در جامعه است. چه پزشکی که جان انسان‌ها را نجات می‌دهد و چه پژوهشگری که مرزهای دانش را گسترش می‌دهد، دکتر بودن نمایانگر تعهد به تعالی، یادگیری مستمر و خدمت به دیگران است.

    ارجاع به لغت Dr

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «Dr» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/dr

    لغات نزدیک Dr

    • - DPRK
    • - dpt
    • - Dr
    • - dr jekyll
    • - drab
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.