Eager Beaver

ˈiːɡərˈbiːvər ˈiːɡəˈbiːvə
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

noun countable informal
خوره‌ی کار، کشته‌مرده‌ی کار، بسیار فعال و علاقه‌مند به کار

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس
- The eager beavers in the group finished their project ahead of schedule.
- کشته‌مرده‌های کار در گروه پروژه‌ی خود را زودتر از موعد تمام کردند.
- My father is an eager beaver.
- بابام خوره‌ی کاره.
- The eager beaver was always the first one to arrive at the office every morning.
- اون علاقه‌مند به کار همیشه اولین کسی بود که هر روز صبح به دفتر می‌رسید.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد eager beaver

  1. noun industrious person
    Synonyms:
    workhorse doer go-getter busy person active person self-starter dynamo live wire ball of fire fireball busy bee ambitious person no slouch beaver spark plug hot shot aholic sharpy pistol

ارجاع به لغت eager beaver

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «eager beaver» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/eager-beaver

لغات نزدیک eager beaver

پیشنهاد بهبود معانی