Extrasensory Perception

ˌekstrəˈsensəri pərˈsepʃn ˌekstrəˈsensri pəˈsepʃn
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

noun uncountable
درک و دریافت چیزها بدون استفاده از حواس،‌ ادراک فراحسی، حس ششم

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس
- the police were willing to listen to a woman claiming extrasensory perception
- پلیس مایل بود به حرف‌های زنی که ادعا می‌کرد حس ششم دارد گوش کند.
- Many people believe that cats are capable of some kind of extra-sensory perception.
- خیلی‌ها فکر می‌کنند گربه‌ها حس ششم دارند.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد extrasensory perception

  1. noun psychic power
    Synonyms:
    intuition ESP telepathy clairvoyance precognition second sight sixth sense vision presentiment keen intuition psychic powers intuitionism intuitivism

ارجاع به لغت extrasensory perception

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «extrasensory perception» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/extrasensory-perception

لغات نزدیک extrasensory perception

پیشنهاد بهبود معانی