فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Flipper

ˈflɪpər ˈflɪpə
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable
    جانورشناسی کالبدشناسی باله (اندام پارومانندی که برخی از موجودات دریایی مانند فوک‌ها و پنگوئن‌ها و غیره با آن شنا می‌کنند)
    • - Some sea turtles have four flippers.
    • - برخی لاکپشت‌های دریایی چهار باله دارند.
    • - The baby seal waved its flipper.
    • - بچه‌فوک باله‌اش را تکان داد.
  • noun countable
    ورزش باله‌ی شنا، کفش غواصی، پای قورباغه (نوعی کفش لاستیکی تخت و بزرگ که برای شنا به‌ویژه در زیر آب از آن استفاده می‌شود)
    • - I need to buy a new pair of flippers.
    • - باید یک جفت کفش شنای جدید بخرم.
    • - The scuba instructor demonstrated how to properly use the flippers.
    • - مربی غواصی نحوه‌ی صحیح استفاده از پای قورباغه را نشان داد.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد flipper

  1. noun A shoe for swimming; the paddle-like front is an aid in swimming (especially underwater)
    Synonyms: fin

ارجاع به لغت flipper

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «flipper» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/flipper

لغات نزدیک flipper

پیشنهاد بهبود معانی