آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۴ آبان ۱۴۰۴

      Fraternal

      frəˈtɜrːnl frəˈtɜːnl

      معنی fraternal | جمله با fraternal

      adjective

      برادرانه، مربوط به برادری

      The fraternal rivalry between the two brothers was evident from an early age, as they constantly competed for attention and praise.

      رقابت برادرانه‌ی بین دو برادر از همان دوران کودکی مشهود بود؛ آن‌ها دائماً برای جلب توجه و تمجید با هم رقابت می‌کردند.

      The fraternal bond between the two brothers was evident.

      پیوند برادری بین دو برادر مشهود بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the fraternal love of Jahangir and Iraj and I

      عشق برادرانه‌ی من و جهانگیر و ایرج

      adjective

      دوستانه، برادرانه، برادروار

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      The fraternal bond between the two teammates was evident as they supported each other both on and off the field.

      رابطه‌ی دوستانه‌ی بین دو هم‌تیمی مشهود بود؛ آن‌ها در داخل و خارج از زمین از یکدیگر حمایت می‌کردند.

      The employees at the company have a fraternal atmosphere, always willing to help each other out and celebrate each other's successes.

      کارکنان شرکت جو برادرواری دارند و همیشه مایل هستند به یکدیگر کمک کنند و موفقیت‌های یکدیگر را جشن بگیرند.

      adjective

      ناهمسان، دوتخمکی (دوقلو)

      The fraternal twins celebrated their birthday together every year.

      دوقلوهای ناهمسان هر سال تولد خود را با هم جشن می‌گرفتند.

      The study found that fraternal twins are more likely to have different genetic traits.

      این مطالعه نشان داد که دوقلوهای دوتخمکی به احتمال زیاد ویژگی‌های ژنتیکی متفاوتی دارند.

      دوستانه، برادرانه، برادروار، ائتلافی، اتحادی

      a fraternal organization

      سازمان اخوت

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد fraternal

      1. adjective brotherly
        Synonyms:
        friendly kind congenial intimate
        Antonyms:
        sisterly

      لغات هم‌خانواده fraternal

      noun
      fraternity, fraternization
      adjective
      fraternal
      verb - intransitive
      fraternize

      سوال‌های رایج fraternal

      معنی fraternal به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «fraternal» در زبان فارسی به معنای «برادرانه»، «دوستانه»، یا «ناشی از برادری» ترجمه می‌شود.

      این واژه از ریشه‌ی لاتین frater به معنای «برادر» گرفته شده است و در زبان انگلیسی برای توصیف روابطی به کار می‌رود که بر پایه‌ی محبت، همبستگی، حمایت متقابل یا پیوند انسانی شکل گرفته‌اند. واژه‌ی fraternal اغلب مفهومی عاطفی و اخلاقی دارد و به نوعی احساس تعلق، دوستی و یگانگی اشاره می‌کند که میان انسان‌ها وجود دارد، چه در میان اعضای یک خانواده، چه در میان اعضای یک جامعه یا سازمان.

      در معنای انسانی و اجتماعی، «fraternal» بیانگر نوعی رابطه‌ی گرم و صمیمی است که بر پایه‌ی اعتماد و احترام شکل می‌گیرد. وقتی گفته می‌شود «fraternal love» یا «fraternal relationship»، منظور عشقی خالص و بی‌ریا میان افراد است که از خودخواهی به دور بوده و بر پایه‌ی همیاری و خیرخواهی بنا شده است. این نوع عشق و دوستی اغلب در جوامع، انجمن‌ها و گروه‌های انسانی اهمیت زیادی دارد، زیرا پایه‌گذار همبستگی و همکاری میان افراد می‌شود.

      در حوزه‌ی سازمانی، اصطلاح «fraternal organization» به انجمن‌ها یا گروه‌هایی اطلاق می‌شود که اعضای آن‌ها به‌صورت داوطلبانه و بر مبنای ارزش‌هایی مانند برابری، همکاری و دوستی گرد هم آمده‌اند. این نوع سازمان‌ها معمولاً اهداف خیریه، فرهنگی یا اجتماعی دارند و ساختار آن‌ها بر پایه‌ی پیوندهای اخلاقی و انسانی شکل می‌گیرد، نه صرفاً منافع اقتصادی یا سیاسی. از نمونه‌های معروف می‌توان به انجمن‌های فراماسونری یا گروه‌های برادری دانشگاهی اشاره کرد.

      از دید زیست‌شناسی، واژه‌ی «fraternal» معنای خاص‌تری نیز دارد، مثلاً در ترکیب «fraternal twins» (دوقلوهای غیرهمسان). در این معنا، واژه به دو فرزند اشاره دارد که از دو تخمک متفاوت و دو اسپرم مجزا به وجود آمده‌اند. این نوع دوقلوها از نظر ژنتیکی شبیه به دو خواهر یا برادر معمولی هستند، برخلاف دوقلوهای همسان (identical twins) که از یک تخمک منشعب به وجود می‌آیند. در این کاربرد، واژه‌ی fraternal باز هم معنای «برادرانه» خود را حفظ کرده، اما به زمینه‌ی علمی انتقال یافته است.

      در سطح فلسفی یا اخلاقی، مفهوم fraternal با ایده‌هایی مانند برادری انسانی، همدلی و همکاری بین افراد بشر پیوند دارد. در بسیاری از مکاتب فکری و فرهنگی، برادری (fraternity) یکی از سه اصل بنیادین روابط انسانی دانسته می‌شود، در کنار آزادی و برابری. این مفهوم نمادی از اتحاد بشری، درک متقابل و آرمان زندگی جمعی است.

      واژه‌ی «fraternal» تجسم نوعی احساس انسانی و اخلاقی است؛ پیوندی که انسان‌ها را به هم نزدیک می‌کند، چه از راه خون و خانواده، چه از راه ارزش‌ها، اهداف مشترک یا آرمان‌های انسانی. این کلمه هم در معنای عاطفی، هم در علمی و هم در اجتماعی، ریشه در مفهوم دیرینه‌ی «برادری» دارد که یکی از عمیق‌ترین اشکال پیوند انسانی است.

      ارجاع به لغت fraternal

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «fraternal» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/fraternal

      لغات نزدیک fraternal

      • - frat
      • - frater
      • - fraternal
      • - fraternal order (or society or association)
      • - fraternal twins
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.