فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Fruitfully

ˈfruːtfli ˈfruːtfli
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • adverb formal
    به‌طور سودبخش، به‌طور ثمربخش، به‌طور نتیجه‌بخش
    • - I was looking for a way for the schools to collaborate fruitfully.
    • - به‌دنبال راهی برای همکاری مدارس به‌طور ثمربخش بودم.
    • - They worked together productively for two years.
    • - آن‌ها به مدت دو سال به‌طور نتیجه‌بخش با هم کار کردند.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد fruitfully

  1. adverb In a productive way
    Synonyms: productively, profitably
    Antonyms: fruitlessly

لغات هم‌خانواده fruitfully

ارجاع به لغت fruitfully

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «fruitfully» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/fruitfully

لغات نزدیک fruitfully

پیشنهاد بهبود معانی