شکل جمع:
fuselagesبدنهی هواپیما
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The fuselage of the plane was damaged in the storm.
بدنهی هواپیما در طوفان آسیب دید.
The cargo was loaded into the rear fuselage of the aircraft.
بار در قسمت عقبی بدنهی هواپیما بارگیری شد.
Paint on the fuselage needs to be reapplied every few years.
رنگ بدنهی هواپیما هر چندسال یکبار باید تجدید شود.
During maintenance, the technicians removed panels from the fuselage.
در حین تعمیر و نگهداری، تکنسینها پنلهایی را از بدنهی هواپیما جدا کردند.
شکل جمع fuselage در زبان انگلیسی fuselages است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «fuselage» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/fuselage