آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ مرداد ۱۴۰۴

      Hallucinate

      həˈluːsəneɪt həˈluːsəneɪt

      گذشته‌ی ساده:

      hallucinated

      شکل سوم:

      hallucinated

      سوم‌شخص مفرد:

      hallucinates

      وجه وصفی حال:

      hallucinating

      معنی hallucinate | جمله با hallucinate

      verb - intransitive verb - transitive

      دچار توهم شدن، توهم زدن، به عالم هپروت رفتن، وهم‌زده شدن، توهم ایجاد کردن، دچار توهم کردن، وهم‌زده کردن، به عالم هپروت بردن

      Drunks sometimes hallucinate.

      مست‌ها گاهی دچار توهم می‌شوند.

      The combination of sleep deprivation and stress caused the soldier to hallucinate during combat.

      ترکیب کم‌خوابی و استرس باعث شد که سرباز در حین مبارزه وهم‌زده شود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The hypnotist used his techniques to hallucinate the audience.

      هیپنوتیزم‌کننده از تکنیک‌های خود برای به عالم هپروت بردن بینندگان استفاده می‌کرد.

      verb - intransitive

      تکنولوژی کامپیوتر هوش مصنوعی دچار توهم شدن (زمانی که هوش مصنوعی خروجی‌ها و اطلاعات نادرست تولید می‌کند)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کامپیوتر

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      The chatbot hallucinated, providing misleading and nonsensical responses to users' inquiries.

      چت‌بات دچار توهم شد و پاسخ‌های گمراه‌کننده و بی ‌معنی به پرس‌وجوهای کاربران ارائه داد.

      The AI program started to hallucinate, generating random and inaccurate data.

      این برنامه‌ی هوش مصنوعی شروع به دچار توهم شدن کرد و داده‌های تصادفی و نادرست تولید کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد hallucinate

      1. verb imagine vividly
        Synonyms:
        envision visualize fantasize daydream have visions trip head trip freak out hear voices blow one’s mind
        Antonyms:
        experience

      لغات هم‌خانواده hallucinate

      noun
      hallucination
      adjective
      hallucinatory
      verb - intransitive
      hallucinate

      سوال‌های رایج hallucinate

      گذشته‌ی ساده hallucinate چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده hallucinate در زبان انگلیسی hallucinated است.

      شکل سوم hallucinate چی میشه؟

      شکل سوم hallucinate در زبان انگلیسی hallucinated است.

      وجه وصفی حال hallucinate چی میشه؟

      وجه وصفی حال hallucinate در زبان انگلیسی hallucinating است.

      سوم‌شخص مفرد hallucinate چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد hallucinate در زبان انگلیسی hallucinates است.

      ارجاع به لغت hallucinate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «hallucinate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/hallucinate

      لغات نزدیک hallucinate

      • - hallowmas
      • - Hallstatt
      • - hallucinate
      • - hallucination
      • - hallucinatory
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.