آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Handkerchief

ˈhæŋkərtʃiːf ˈhæŋkətʃɪf

شکل جمع:

handkerchiefs

معنی handkerchief | جمله با handkerchief

noun countable B1

دستمال پارچه‌ای (جیبی)

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار اندروید فست دیکشنری

She wiped her tears with a handkerchief.

اشک‌هایش را با دستمال پارچه‌ای پاک کرد.

The magician pulled a handkerchief out of his pocket and turned it into a dove.

شعبده‌باز دستمالی پارچه‌ای از جیبش بیرون آورد و آن را به کبوتر تبدیل کرد.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد handkerchief

  1. noun a square piece of cloth used for wiping the eyes or nose or as a costume accessory
    Synonyms:
    tissue napkin rag scarf bandana kerchief neckerchief headband hanky hankie hankey paper handkerchief

سوال‌های رایج handkerchief

شکل جمع handkerchief چی میشه؟

شکل جمع handkerchief در زبان انگلیسی handkerchiefs است.

ارجاع به لغت handkerchief

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «handkerchief» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/handkerchief

لغات نزدیک handkerchief

پیشنهاد بهبود معانی