آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ شهریور ۱۴۰۴

      Here

      hɪr hɪə

      معنی here | جمله با here

      adverb A1

      اینجا

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده
      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      Put the book here.

      کتاب را اینجا بگذارید.

      Fill the glass up to here.

      لیوان را تا اینجا پرکن.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He is not here.

      او اینجا نیست.

      Why has God brought us here?

      چرا خداوند ما را به این جهان آورده است؟

      come here

      بیا (بیایید) اینجا

      adverb A2

      این، این هم (برای معرفی کسی یا چیزی)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      Here is the book you were looking for!

      این کتابی است که دنبالش می‌گشتی!

      And here is my mother!

      و این هم مادرم!

      adverb A2

      برای بیان رسیدن، شروع شدن یا آمدن چیزی

      Here comes the taxi!

      تاکسی داره میاد!

      Here we are!

      بالأخره رسیدیم!

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Here the teacher entered.

      در این هنگام معلم وارد شد.

      Now I am going to dive too, here goes!

      حالا من هم شیرجه می‌روم، هرچه بادا باد!

      adverb A1

      این، اینجا (برای اشاره به کسی یا چیزی که نزدیک است)

      John here is a good man.

      این جان مرد خوبی است.

      This note here explains everything.

      این یادداشت اینجا همه‌چیز را توضیح می‌دهد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      this here man

      (کاربرد محلی) این مرد حی و حاضر

      adverb B2

      الان، حالا، اینجا

      Here, we have to decide whether to continue or not.

      الان باید تصمیم بگیریم که ادامه بدهیم یا نه.

      From here, things get more complicated.

      از اینجا به بعد، اوضاع پیچیده‌تر می‌شود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Here, that's enough!

      حالا دیگه بس کن!

      adverb A2

      بیا، بگیر، بفرمایید (هنگام دادن چیزی به کسی)

      Here you are, sir. your receipt and change.

      بفرمایید آقا. رسید و باقیمانده‌ی پولتان.

      Here you go. the book you asked for.

      بفرما. اینم اون کتابی که خواستی.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Here, don't cry!

      بیا، گریه نکن!

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد here

      1. adverb in this place
        Synonyms:
        present available on hand on-the-spot on this spot within reach attending on board on deck hither hereabouts hitherto in this direction
        Antonyms:
        there

      Collocations

      from here on

      از این پس، از حالا به بعد، از اینجا به بعد

      Idioms

      here and there

      این‌جا و آن‌جا، در گوشه‌وکنار، در جاهای مختلف، در جای‌جای

      here goes!

      (هنگام آغاز به کار ناخوشایند یا دشوار یا ترسناک به کار می‌رود) هر چه بادا باد!

      neither here nor there

      نامربوط (به مطلب مورد بحث)، بی‌اهمیت، غیرحیاتی

      نه اینجا و نه آنجا

      the here and now

      این مکان و زمان، حالا، اکنون، زمان حال

      the buck stops here

      من مصدر کار و مسئول تصمیم‌گیری هستم.

      Idioms بیشتر

      here and now

      همین‌جا و در همین لحظه، در همین زمان و مکان، اینجا و اکنون، درحال‌حاضر

      سوال‌های رایج here

      معنی here به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «here» در زبان فارسی به «اینجا» ترجمه می‌شود.

      «اینجا» یکی از پرکاربردترین قیدهای مکان در زبان انگلیسی است که به موقعیت یا محلی که گوینده در آن قرار دارد اشاره می‌کند. این واژه ساده به نظر می‌رسد، اما نقش مهمی در برقراری ارتباط روزمره دارد، زیرا به کمک آن می‌توان موقعیت‌ها، اشیا، یا حتی وضعیت‌های ذهنی را مشخص کرد. استفاده از «here» معمولاً با اشاره یا تأکید همراه است تا شنونده یا خواننده بهتر متوجه منظور شود.

      در سطح معنایی، «here» بیانگر نزدیکی و حضور است. وقتی فردی می‌گوید «I am here»، در واقع اعلام می‌کند که در مکان حاضر حضور دارد. این حضور می‌تواند فیزیکی باشد، مانند بودن در یک اتاق، یا حتی مجازی و انتزاعی، مثل حضور در یک جلسه آنلاین یا مشارکت در یک بحث. همین ویژگی باعث می‌شود «here» کلمه‌ای انعطاف‌پذیر با کاربردهای متنوع باشد.

      از منظر زبان‌شناسی، «here» نه‌تنها موقعیت مکانی را نشان می‌دهد، بلکه در بافت‌های مختلف بار معنایی متفاوتی نیز پیدا می‌کند. برای مثال، وقتی کسی می‌گوید «Here you are»، این عبارت بیشتر برای ارائه یا دادن چیزی به کار می‌رود تا صرفاً نشان دادن مکان. در واقع، «here» می‌تواند پلی بین زبان گفتاری و عمل اجتماعی باشد، چون تنها نقش زبانی ندارد بلکه نوعی رفتار اجتماعی را نیز بازنمایی می‌کند.

      در ادبیات و نوشتار رسمی، «here» گاه نماد حضور ذهنی و تأکید بر لحظه‌ی اکنون است. نویسندگان یا شاعران ممکن است از آن برای برقراری حس نزدیکی با خواننده استفاده کنند، مثل اینکه او را مستقیماً به لحظه و مکان متن بیاورند. این کاربرد باعث می‌شود که «here» علاوه بر معنای ساده‌ی مکانی، بار عاطفی و فلسفی نیز پیدا کند.

      «here» واژه‌ای است که با وجود کوتاه بودن، نقشی محوری در زبان ایفا می‌کند. این کلمه می‌تواند مکان فیزیکی، حضور ذهنی، یا حتی مشارکت اجتماعی را نشان دهد و از همین رو یادگیری و درک عمیق آن برای زبان‌آموزان اهمیت دارد.

      ارجاع به لغت here

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «here» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/here

      لغات نزدیک here

      • - herding
      • - herdsman
      • - here
      • - here and now
      • - here and there
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.