آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۳ مهر ۱۴۰۴

      Incidentally

      ˌɪnsəˈdentli ˌɪnsəˈdentli

      معنی incidentally | جمله با incidentally

      adverb C1

      برحسب اتفاق، پیشامدوار

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      they met incidentally.

      آن‌ها برحسب اتفاق ملاقات کردند.

      The information was only discovered incidentally.

      اطلاعات تنها بر حسب اتفاق کشف شدند.

      adverb

      راستی، ضمنا، اتفاقا، لزوما، بطور لزوم

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      Incidentally, I wanted to have a word with you about your travel expenses.

      اتفاقاً، می‌خواستم درمورد هزینه سفرت با شما صحبت کنم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد incidentally

      1. adverb by chance
        Synonyms:
        accidentally unexpectedly casually fortuitously in passing by the way parenthetically obiter as a by-product as side effect not by design in related manner remotely subordinately
        Antonyms:
        purposely

      سوال‌های رایج incidentally

      معنی incidentally به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «incidentally» در زبان فارسی به معنی «به‌طور تصادفی»، «به صورت اتفاقی» یا «در ضمن» ترجمه می‌شود.

      این واژه قید است و برای بیان موضوعی استفاده می‌شود که به صورت غیرمستقیم یا فرعی در جریان یک سخن یا رویداد مطرح می‌شود. ریشه‌ی آن از واژه‌ی لاتین incidens به معنی «رخدادن» یا «اتفاق افتادن» گرفته شده است. «Incidentally» در زبان انگلیسی، کاربردی دوگانه دارد: گاهی برای اشاره به رخدادی اتفاقی و غیرمنتظره و گاهی برای اضافه کردن نکته‌ای جانبی یا فرعی در مکالمه یا نوشته.

      در کاربرد روزمره، این واژه برای معرفی اطلاعات غیرمرتبط یا فرعی به کار می‌رود. برای مثال، جمله‌ی Incidentally, I met Sarah at the store به معنی «اتفاقاً من سارا را در فروشگاه دیدم» است. در اینجا، دیدار با سارا موضوع اصلی نیست و گوینده آن را به صورت فرعی و تصادفی مطرح می‌کند. این کاربرد به مخاطب نشان می‌دهد که اطلاعات ارائه‌شده مهم نیستند اما ارزش اشاره دارند و ممکن است به بحث اصلی مرتبط شوند یا صرفاً نکته‌ای جانبی باشند.

      در متون ادبی و گفتاری رسمی، «incidentally» اغلب به عنوان ابزار انتقال یا پیوند دهنده بین ایده‌ها به کار می‌رود. نویسندگان و سخنرانان از آن برای وارد کردن جزئیات تکمیلی یا نکات غیرمستقیم استفاده می‌کنند، بدون آن که جریان اصلی روایت یا استدلال را قطع کنند. این کاربرد باعث می‌شود که متن روان، طبیعی و همزمان غنی از اطلاعات فرعی شود. برای مثال، در مقاله‌ای تحلیلی، جمله‌ای مانند Incidentally, this approach has also proven effective in other studies می‌تواند توجه خواننده را به یافته‌های جانبی جلب کند بدون آن که تمرکز اصلی تحلیل کاهش یابد.

      از نظر روان‌شناختی، «incidentally» حس اتفاقی بودن، شگفتی یا غیرمنتظره بودن را منتقل می‌کند. این واژه به مخاطب می‌گوید که آنچه مطرح می‌شود، در مسیر طبیعی جریان اصلی قرار ندارد و ممکن است کشف یا مشاهده‌ای تصادفی باشد. به همین دلیل، در مکالمات روزمره، استفاده از «incidentally» به نوعی زنده کردن گفتار و ایجاد تنوع کمک می‌کند و حس طبیعی و صمیمی بودن صحبت را تقویت می‌کند.

      در سطح فرهنگی، «incidentally» بازتابی از انعطاف زبان و توانایی بیان روابط غیرمستقیم است. بسیاری از زبان‌ها، به ویژه زبان انگلیسی، دارای ابزارهای مشابهی برای بیان نکات جانبی و ایجاد انتقال نرم میان ایده‌ها هستند. این ویژگی به نویسنده یا سخنران اجازه می‌دهد که اطلاعات اضافی یا مشاهدات شخصی را به شکلی طبیعی و محترمانه وارد گفتگو کند. «incidentally» نه‌تنها کاربرد عملی و معنایی دارد، بلکه نقشی هنری و بلاغی نیز ایفا می‌کند و جریان گفتار را جذاب‌تر و متنوع‌تر می‌سازد.

      ارجاع به لغت incidentally

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «incidentally» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/incidentally

      لغات نزدیک incidentally

      • - incidental contact
      • - incidental music
      • - incidentally
      • - incinerate
      • - incineration
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.