آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟ تفاوت science و knowledge چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۴ اسفند ۱۴۰۴

      Casually

      ˈkæʒuːəli ˈkæʒjuəli

      معنی casually | جمله با casually

      adverb B2

      غیررسمی، خودمانی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      The staff were casually clothed.

      کارکنان لباس غیررسمی پوشیده بودند.

      She said younger job candidates often dress casually for interviews.

      او گفت که متقاضیان شغلی جوان‌تر اغلب برای مصاحبه لباس غیررسمی و خودمانی می‌پوشند.

      adverb

      با بی‌توجهی، بدون توجه، از روی بی‌علاقگی، با بی‌علاقگی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بهبود گرامر با هوش مصنوعی‬

      I chatted to him casually.

      با بی‌علاقگی با او چت کردم.

      He casually tossed the gift on the table.

      او از روی بی‌علاقگی هدیه را روی میز پرت کرد.

      adverb

      به‌طور تصادفی، به‌طور اتفاقی

      We just met casually in town.

      به‌طور اتفاقی یکدیگر را در شهر ملاقات کردیم.

      He casually mentioned that he had an after-school detention.

      به‌طور اتفاقی اشاره کرد که بعد از مدرسه بازداشت شده است.

      adverb

      (کار) به‌طور نامنظم، به‌طور نامرتب، به‌صورت پاره‌وقت، به‌صورت غیردائمی

      Margaret was casually employed by a decorator.

      مارگارت از سوی طراح دکوراسیون منزل به‌صورت پاره‌وقت استخدام شد.

      I only work casually, so I have time to do other things.

      به‌طور نامنظم کار می‌کنم، پس برای انجام کارهای دیگر نیز زمان دارم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد casually

      1. adverb accidentally
        Synonyms:
        unintentionally inadvertently by chance
      1. adverb nonchalantly
        Synonyms:
        carelessly coolly indifferently unconcernedly offhandedly informally lackadaisically unemotionally reservedly
      1. adverb incidentally
        Synonyms:
        randomly aimlessly haphazardly inconstantly

      لغات هم‌خانواده casually

      noun
      casual, casualness
      adjective
      casual
      adverb
      casually

      ارجاع به لغت casually

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «casually» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/casually

      لغات نزدیک casually

      • - casual
      • - casual acquaintance
      • - casually
      • - casualness
      • - casualty
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      jack kilo l imido floral cross-platform I/O fire truck AFC observant dirty pool schizo pros and cons fault line encounter ریزتپه زنجیر کوچک زودآشنا ساگو ستهم شدن ستون‌پایه سعد اصغر سفته‌ی عندالمطالبه سلسله‌ی جبال سورئالیسم سوسکچه سیل برق‌آسا سیلیکازدگی شنودپذیر شکیبیدن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.