آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Inland

ˈɪnlənd ˈɪnlənd ˈɪnlənd ˈɪnlənd ˈɪnlənd ˈɪnlənd

معنی inland | جمله با inland

noun adjective adverb

درون کشور، درون‌مرزی، داخله

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام

inland waterways

آب‌راه‌های درون‌بومی

the island's inland

درون‌بوم (سرزمین‌های داخلی) جزیره

نمونه‌جمله‌های بیشتر

The road extends several miles inland.

جاده چندین مایل در خشکی ادامه دارد.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد inland

  1. adjective interior
    Antonyms:

ارجاع به لغت inland

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «inland» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/inland

لغات نزدیک inland

پیشنهاد بهبود معانی