گذشتهی ساده:
lashed outشکل سوم:
lashed outسومشخص مفرد:
lashes outوجه وصفی حال:
lashing outانگلیسی بریتانیایی پول هدر دادن، پول حرام کردن، پول خرج کردن (غیرضروری)
Despite the prevailing economic austerity measures, some consumers continue to lash out on luxury goods, contributing to a widening wealth disparity.
باوجود تدابیر ریاضت اقتصادی حاکم، برخی از مصرفکنندگان همچنان به خرج کردن پول برای کالاهای لوکس ادامه میدهند و به گسترش نابرابری ثروت کمک میکنند.
I can't believe he lashed out on such an expensive watch when he's trying to save money.
باورم نمیشود که او چنین پول زیادی را برای یک ساعت گرانقیمت هدر داد، درحالیکه سعی دارد پول پسانداز کند.
They decided to lash out on a fancy dinner to celebrate their anniversary.
آنها تصمیم گرفتند برای جشن سالگردشان پول زیادی را صرف یک شام مجلل کنند.
از کوره در رفتن، به کسی حمله کردن، به کسی توپیدن، به کسی پریدن، پرخاش کردن، قاطی کردن، عصبانی شدن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The frustrated employee lashed out at his boss.
کارمند سرخورده به رئیسش پرخاش کرد.
The study indicated that employees who felt their concerns were ignored were more likely to lash out verbally during workplace disputes.
این مطالعه نشان داد که کارمندانی که احساس میکردند به نگرانیهایشان بیتوجهی شده است، بیشتر احتمال داشت در طول اختلافات کاری بهصورت کلامی از کوره در بروند.
The politician lashed out at his opponent during the debate.
سیاستمدار در مناظره به رقیبش پرید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «lash out» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/lash-out