Out Of The Closet

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • idiom A2
    گرایش جنسی خود را اعلام کردن
    • - He finally decided to come out of the closet.
    • - او بالاخره تصمیم گرفت گرایش جنسی خود را اعلام کند.
    • - I suggest you come out of the closet.
    • - پیشنهاد می‌کنم گرایش جنسی خود را اعلام کنی.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد out of the closet

  1. adjective exposed
    Synonyms: brought to light, candid, disclosed, divulged, exposed, open, open and aboveboard, open to view, out, out in the open, out into the open, revealed, uncovered, unveiled

Idioms

ارجاع به لغت out of the closet

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «out of the closet» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/out-of-the-closet

لغات نزدیک out of the closet

پیشنهاد بهبود معانی